تیتر اول
خیزش ملی دیماه 96، قیام حاشیهنشینهای 142 شهر ایران بر علیه رژیم
خیزش دیماه 96 در شرایطی انجام گرفت که جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران، «امید خودش را از گفتمان اصلاحطلب و اصولگرا یعنی کل رژیم به سر آمده بود». زیرا در طول 32 سالی که از عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در آن زمان گذشته بود یا حاکمیت تحت لوای اصولگرا بود (در 8 سال اول رهبری خامنهای) و یا تحت حاکمیت اصلاحطلب (در دهه 60 و در زمان خمینی) هم هر دو جناح در کنار هم بر مردم ایران حکومت میکردهاند (در دو دهه 1376 تا 1396) و در طول مدت زمان رهبری خامنهای پیوسته و علی الدوام هسته سخت رژیم در دست جناح اصولگرا به تنهایی بوده است و از زمانیکه خامنهای ارکان رهبری خود را تثبیت کرده است، پیوسته و علی الدوام، جناح اصولگرا بر هسته سخت رژیم حاکم بوده و هستند و از خرداد 76 الی دیماه 96، به مدت دو دهه، اصلاحطلبان حجابی بودند بر چهره استبداد و توتالیتر حاکمیت بودند که توسط خیزش ملی دیماه 96 این حجاب پاره شد و چهره رژیم مطلقه فقاهتی عریان گردید.
خیزش دیماه 96 خیزش عظیم مردم ایران بر علیه رژیم مطلقه فقاهتی بود که «حاصل حکومت آن بر کشور جز فقر، بیکاری و اختلاس و دزدیهای کلان چیزی نبود». یادمان باشد که آنچنانکه در سر تیتر این مقاله آمده است، «خاستگاه کنشگران خیزش ملی دیماه 96، حاشیهنشینهای 142 شهر کشور ایران بود». بیافزائیم که «خود حاشیه شهرها مرکز فقر و فلاکت اقتصادی پائینترین قشر جامعه ایران میباشد.»
ابر خیزش ملی دیماه 96 در شرایطی صورت گرفت که تا قبل از آن تمام خیزشهای دهه 70 (از نهم خرداد 1371 تا 15 فروردین 1374) محدود به یک شهر داشتند (مثل مشهد، شیراز، زاهدان، ارومیه، اراک، قزوین و اسلامشهر) اما برعکس خیزش دیماه 96 برای اولین بار «صورت ملی پیدا کرد»، و از «هفتم دیماه 96 تا شانزدهم دیماه، 142 شهر قیام کردند.»
ابر خیزش دیماه 96 به هیچ وجه یک پدیده ناگهانی به مانند غرش رعد در آسمان بی ابر نبود بلکه برعکس در ادامه تمام حرکتهایی بود که از «تابستان 96 بعد از شکست انتخاب دوم شیخ حسن روحانی، مثل خیزش مالباختگان، جنبش معلمان، کارگران، رانندگان کامیونداران و غیره شکل گرفت» بنابراین مدتها پیش از دیماه 96 زمینه این ابر خیزش ملی فراهم شده بود.
روند رو به گسترش خیزش و اعتصاب و اعتراضات بستر این خیزش ملی به لحاظ ذهنی، آنچنانکه شرایط اقتصادی اعم از فقر و گرانی و بیکاری گسترده و اختلاس و دزدیهای کلان مقامات حکومتی شرایط عینی این خیزش شکل داده بودند. به طوری که در این رابطه میتوان گفت، وضعیت دولت روحانی ادامه دولت شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی میباشد. به یاد داشته باشیم که «دو ابر خیزش ملی دیماه 96 و آبانماه 98 در دوران شیخ حسن روحانی صورت گرفت». شعارهای اصلی کنشگران این ابر خیزش عبارت بود از: «مرگ بر روحانی - مرگ بر دیکتاتور»، «نترسید، نترسید - ما همه با هم هستیم»، «اصلاحطلب، اصولگرا - دیگه تمامومه ماجرا.»
خیزش سراسری دیماه 96، «ریشه در همین واقعیات زندگی آنها و بحرانهای رژیم سرکوبگر مطلقه فقاهتی بود» چرا که در مدت چند روز، این آتش و خشم 142 شهر کشور را در برگرفت. ابر خیزش دیماه 96 از آنجائیکه اولین خیزش سراسری کشور در دوران رژیم مطلقه فقاهتی بود، این رژیم با تمام قدرت چند لایهای سرکوبگری که داشت، آن را سرکوب کرد. کنشگران این ابر خیزش که در آغاز تنها به صورت شعاری اعتراض خود را مطرح میکردند، رفته رفته در برابر خشونت سنگین رژیم روند عکسالملی در پیش گرفتند و دست به خشونت زدند. البته خامنهای در برابر این خیزش سراسری طبق مرام و روش همیشگی خودش ادعای نخ نمای دیکتاتورها را تکرار کرد، ولذا این خیزش عظیم تودهای را «محصول قدرت و سلاح و دستگاههای امنیتی دشمنان خارجی تحلیل کرد.»
آنچنانکه او این خزعبلات را در ابر خیزش ملی آبانماه 98 هم در شکل دیگری مطرح کرد و گفت، «این خیزش تودههای ایران محصول کار سلطنتطلبان و منافقین هست» و ابر خیزش ملی پائیز 1401 هم باز «محصول دستگاههای تبلیغاتی و همچنین قدرتهای خارجی مطرح کرد.»
خیزش دیماه 96 از آغاز تا انتها (یعنی از روز هفتم دیماه 96 تا 16دیماه) «دهها تن جان خود را از دست دادند و صدها تن زخمی شدند و بیش از سه هزار نفر هم دستگیر شدند». ابر خیزش دیماه 96 از زمانی حرکت سراسری خود را آغاز کرد که:
اولاً جنبش اصلاحطلبان حکومتی کاملاً در اختیار دستگاه حکومت قرار داشتند و هیچگونه عملیات اصلاحطلبانهای غیر از شرکت در انتخابات مهندسی رژیم نداشتند و به قول بهزاد نبوی «ما کاری جز شرکت در انتخاب رژیم بلد نیستیم اگر کسی بلد هست به ما یاد بدهد.»
ثانیاً هیچ کدام از گروههای اجتماعی اعم از مالباختگان و رانندگان و غیره، از تشکیلات سراسری تکوین یافته از پائین برخوردار نبودند (قابل ذکر است که در خصوص تشکیلات سراسری معلمان این تشکیلات از بالا به پائین شکل گرفته است، نه از پائین به بالا) لذا تمام حرکتهای اعتراضی خیزشی صورت پراکنده داشتند.
ثالثاً اکثریت قریب به اتفاق کنشگران ابر خیزش دیماه 96 تهیدستان حاشیهنشیان شهری بودند.
رابعاً برعکس دو ابر خیزش آبان ماه 98 و پائیز 1401 که همه کنشگران از قشر پائین طبقه متوسط شهری بودند اما در ابر خیزش دیماه 96 به جزء اقلیت استثنائی، اکثریت قریب به اتفاق آنها از شهرهای کوچک بودند. فراموش نکنیم که تعداد شهرهای که کنشگران خیزش دیماه 96 از آنها برخاستند، 142شهر بودند.
خامسا ابر خیزش دیماه 96 برای اولین بار در برابر حاکمیت مطلقه فقاهتی و جناحهای درونیشان که «همیشه توازن بر پایه آنها تعریف میشد نه بر پایه مردم و حکومت»، برای اولین بار توانستند «توازن قوا را به نفع جبهه مردمی تغییر بدهد و روح تازهای نه تنها به خیزش مردمی ببخشند بلکه به کنشگران ابر خیزش ملی آبان ماه 96 و همچنین به کنشگران ضد آپارتایدی ابر خیزش ملی پائیز 1401هم ببخشند». لهذا، از آن زمان تا کنون تمام کنشگران اعتصابات و اعتراضات خیزشی و جنبشی، «نهایتاً مردمی و زحمتکشان از اعماق جامعه بعلاوه قشر پائین طبقه متوسط شهری میباشند.»
سادساً اگر چه در ابر خیزش ملی پائیز 1401، «جوهر و موضوع حرکت آنها در رابطه با مبارزه ضد آپارتاید جنسیتی و قومیتی و مذهبی تعریف میشود و در خیزش ملی آبان ماه 98، کاملاً مانند ابر خیزش دیماه 96، کنشگران آن بر بستر تعمیق بحران اقتصادی و درماندگی رژیم در کنترل بحرانها و عدم توانایی در پاسخگویی به مطالبات عاجل و انباشته شده گروههای مختلف اجتماعی شکل گرفت» بنا براین، در خیزش آبانماه 98 مانند خیزش دیماه 96، تهیدستان حاشیهنشین در کنار ارتش بیکاران و استقامت و پایداری جانانهای که در برابر سرکوب سبعانه و خونین دستگاه سرکوبگر چند لایهای رژیم نشان دادند و با یورش به بانکها و مراکز نظامی رژیم مانند خیزش دیماه 96، به استراتژی گذار مسالمت آمیز اصلاحطلبان حکومتی ضربه کاری وارد کردند.
سابعاً ویژگیهای ابر خیزش ملی دیماه 96عبارتند از:
الف – بدون رهبری چه در شکل رهبری فردی یا شورایی.
ب – گستردگی طولی سراسری.
ج – خاستگاه حاشیهنشینی با تهیدستان شهری و فاقد سازماندهی.
علی ایحال، «آنگونه حرکتهای اعتراضی در حرکت خود موفق میشوند که در کنار گستردگی عرضی و طولی بتوانند با سازماندهی و رهبری دینامیک تکوین یافته از پایین حرکت خود را به مرحله درازمدت بکشانند و در برابر دستگاه سرکوبگر چند لایهای رژیم مطلقه فقاهتی مقاومت و پایداری نمایند.»
خیزش ملی دیماه 96 حرکتی از اعماق جامعه ایران بود «که باعث روشنی و آگاهی تودهها گردید و به آنها این حقیقت آموخت که نه تنها هیچ امیدی به حاکمیت و جناحهای حاکم برای بهبود شرایط مشقت بارشان نداشته باشند و همچنین به آنها آموخت، خود این حکومت بانی و عامل اصلی سیه روزی و بی حقوقی و بی چشمانداز آنها است.»
خیزش دیماه 96 نشان داد که «نابرابری و محرومیت موتور این خیزشهای دهه 70 (که از نهم خرداد 71 تا 15 فروردین 74) و خیزشهای دهه نود (اعم از 96 و 98) هستند». البته «موضوع ضد آپارتاید در خیزش پائیز 1401 در این رابطه یک استثناء است. بی رهبری و بی سازماندهی، اتمیزه، بی استراتژی و بی تاکتیک، بیبرنامه بودن مشخصه همه این خیزشها و خیزشهای با انگیزه محرومیت و نابرابری، خیزشهایی با انگیزه ضد آپارتایدی میباشد.»
اما به مجرد اینکه «در مسیر حرکت آنها حرکتشان سیاسی میشود و از فاز مبارزه با فقر و گرانی و تورم وارد مبارزه با عامل این گرانی و فقر و تورم و غیره میشوند، مبارزه آنها صنفی میشود و شعارهای آنها همگی وارد فرایند جدیدی بر علیه رژیم میشوند». البته در شکل آنتاگونیسم و خشونت و قهرآمیز (به عنوان مثال خیزش آبانماه 98) مبارزه با رژیم صورت عکسالعملی پیدا میکند.
مع الوصف اگر در این رابطه بخواهیم کالبد شکافی کنیم، باید بگوئیم که ابتدا در روز جمعه 24 آبان ماه 1398 بنزین سهمیه بندی، قیمت هر لیتر بنزین با سیصد درصد افزایش، از لیتر 500 تومان به لیتر 1500 تومان و هر لیتر بنزین آزاد از لیتر 1000 تومان به لیتر 3000 تومان افزایش پیدا میکند، با گران شدن سیصد درصدی قیمت بنزین آن هم به صورت یکبارگی، از همان ساعت ابتدایی اعلام ناگهانی افزایش بنزین، اعتراضهایی در بعضی شهرستانها مثل اهواز، مشهد و سیرجان شکل گرفت شعار آنها هم عبارت بود از: «بنزین گرانتر شده - فقیر، فقیرتر شده» لذا به دلیل اینکه در همان ساعتهای اولیه نیروهای انتظامی و گارد ویژه با حمله به گروههای معترض، این گروههای معترض را به خشونت کشاند، سرکوب دستگاه چند لایهای رژیم مطلقه فقاهتی باعث گردید که طبق گزارش خبرگزاری رویترز 1500 نفر از کنشگران این ابر خیزش کشته شوند. البته عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور دولت شیخ حسن روحانی «تعداد کشته شدگان 200 تا 225 نفر بوده است.»
باری تا قبل از خیزشهای ملی دیماه 96 و آبانماه 98، «زحمتکشان ایران سالها بود که از زندگی کردن در رژیم مطلقه فقاهتی و در اعماق فقر، بیکاری میلیونی و دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر در رنج بودند ولی به علت عدم آگاهی و اراده آزاد برای مبارزه با رژیم مطلقه فقاهتی شکل خیزشی و جنبشی ناتوان بودند» یا «حداقل مبارزه خود را در چارچوب شرکت در تضادهای جناحهای درونی قدرت تعریف میکردند و خود را با آن اشباع و ارضا میکردند.»
حاصل اینگونه حرکتهای سطحی این شد که برای دو دهه هیچگونه مشکلی از زحمتکشان جامعه ایران را حل نکرد. با شکستن این ذهنیت تودههای ایران (که با تکیه بر تضادهای جناحهای بالائی قدرت مشکل خود را می توان حل کرد) توسط ابر خیزش دیماه 96 «مسیر مبارزه و اراده مستقل زحمتکشان ایران از نو بازسازی شد که همچنان این مبارزه مستقل رمز خیزش مبارزه خیزشی و جنبشی گروههای اجتماعی در جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران میباشد» که من بعد هم در این چارچوب و مانیفست، کنشگران توده ایران میتوانند راه آینده خود را روشن نمایند و با مشکلات عظیم خود به صورت ریشهای برخورد کنند. مبارزه خود را به صورت درازمدت سازماندهی دهند، توسط مبارزه خودجوش و خودسازمانده و خودرهبری تکوین یافته از پائین حرکت کنند.
پایان
