سرمقاله

سرانجام جنگ رژیم فاشیست و جنگ‌طلب اسرائیل و پروژه کشور مستقل مردم فلسطین، با طرح صلح 20 ماده‌ای ترامپ به کجا می‌انجامد؟

 

اگرچه بیش از یک قرن است که مردم فلسطین آوره رژیم صهیونیستی و آپارتاید اسرائیل همراه با حمایت همه جانبه امپریالیسم غرب به سرکردگی آمریکا، از سرزمین خود شده‌اند و من‌های بخش بزرگی از آن‌ها که آواره کشورهای عربی و همچنین من‌های بخشی بزرگی از مردم فلسطین که در خود کشور اسرائیل، تحت سیطره نظام آپارتاید حاکم هستند، «نوار غزه که به صورت یک زندان بزرگ و غرب رود اردن به اصطلاح آن بخش از مردم فلسطین هستند که برای خودشان در خاک فلسطین زندگی می‌کنند، در همین نوار غزه، هر روز ده‌ها کودک و زن و غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش متجاوز و جنگ‌طلب رژیم نژادپرست اسرائیل، با حمایت کمک‌های نظامی و مالی قدرت‌های امپریالیستی غرب، به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، جهت حفظ پایگاه امپریالیسم غرب، در غرب آسیا به قتل می‌رسند.»

این واقعیت که اقدامات رژیم نژادپرست و فاشیست اسرائیل در غزه و کرانه باختری، قتل عام غیرنظامیان فلسطینی در چارچوب قوانینی که دولت‌ها امپریالیستی نیز آن را تائید کرده‌اند، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت محسوب می‌گردد. تنها در دو سال جنگ فعلی، بین رژیم فاشیست اسرائیل با مردم غزه بیش از 67000 نفر قتل عمد و نسل‌کشی در غزه صورت گرفته است، اکثریت قریب آن‌ها کودک و زنان و غیرنظامیان فلسطینی هستند، «جنگی که بیش از دو سال از آن می‌گذرد، از آغاز با شعار «نابودی حماس» شروع شد، در عمل به ویرانی کامل نوار غزه و کشته شدن ده‌ها هزار غیرنظامی و بی‌خانمان شدن میلیون فلسطین انجامید. اما نتیجه نهایی آن نه «پیروزی اسرائیل» بلکه شکل‌گیری یکی از گسترده‌ترین جنبش‌های اعتراضی جهانی علیه صهیونیسم و حامیان غربی‌اش شده است.»

همانطوری که در جنگ ویتنام با امپریالیسم آمریکا، همین جنبش‌های گسترده اعتراض جهانی بود که سرانجام امپریالیسم آمریکا را وادار به تسلیم ویت کنگ‌ها کرد. در جنگ اسرائیل با مردم فلسطین در نوار غزه و غرب رود اردن هم سرانجام همین فشار اعتراض جهانی هست که رژیم صهیونیسم و جنگ‌طلب اسرائیل و امپریالیسم غرب را وادار به عقب نشینی کرد. قابل توجه است که یکی از موارد تسلیم امپریالیسم آمریکا علیه اسرائیل «طرح 20 ماده ترامپ است» که او با این طرح «به دنبال حل یک منازعه‌ی تاریخی – سیاسی پیچیده و تبدیل به یک مساله‌ای اقتصادی و مدیریتی می‌باشد. که راه حل آن در برنامه‌های زیر ساختی، جذب سرمایه‌های خارجی و ابتکارات توسعه‌ای بخش خصوصی می‌باشد و در آن اشغال غیرقانونی، الحاق، آپارتاید، آوارسازی و نسل‌کشی به عنوان ناعدالتی‌های ساختاری در نظر گرفته نمی‌شود بلکه صرفاً مانعی بر سر راه باز شدن بازار و گردش سرمایه محسوب می‌گردد.»

باری، سرانجام دونالد ترامپ روز دوشنبه 29 سپتامبر 2025 با دیدار نتانیاهو، طرح 20ماده‌ای (که قبلاً با خودش هماهنگ کرده بود) برای پایان دادن به جنگ یا در واقع نسل‌کشی در غزه را اعلام کرد. ترامپ این طرح جراحی شده توسط نتانیاهو فاشیست را «یکی از بزرگ‌ترین روزهای تاریخ تمدن تعریف کرد که از نظر خام او می‌تواند، حتی «صلح ابدی» را در خاورمیانه را به ارمغان بیاورد،» اما دیری نپائید که اکسیوس از قول منابع نزدیک به مذاکرات پشت پرده فاش ساخت که متن این طرح بر اساس ملاحظات نتانیاهو بازنویسی شده است و مفاد اصلی آن تغییر کرده و با متنی که قبلاً به اطلاع سران دولت‌های عربی منطقه، ترکیه و متحدان اروپایی رسیده بود، کاملاً متفاوت می‌باشد. طرح ترامپ بر سه مرحله‌ی اصلی بنا شده است:

1 - آتش بس فوری و تبادل گروگان‌ها، آغاز عقب نشینی اسرائیل از برخی مناطق شمالی عزه، با این قید که حتی در صورت اجرای کامل آن، تنها 40 درصد خاک غزه از اشغال خارج می‌شود.

2 - استقرار «نیروی بین‌المللی» تثبیت در خاک اسرائیل جهت نظارت بر آتش بس و خلع سلاح کامل حماس و تضمین امنیت کمک‌های بشر دوستانه.

3 – تشکیل «شورای هماهنگی صلح» یعنی کمیته‌ای متشکل از تکنوکرات‌های فلسطینی، مشاوران بین‌المللی از آمریکا، اروپا، مصر و قطر تحت ریاست ترامپ یا نماینده‌اش برای اداره امور غیرنظامی غزه.

آنچنانکه فوقا مطرح کردیم، این طرح تفاوت فاحش دارد برای نمونه، «در ماده سوم طرح اولیه ترامپ وعده داده بود که اگر دو طرف طرح را بپذیرند و گروگان‌ها و اسیران دو طرف آزاد و مبادله شوند، در مقابل اسرائیل از غزه عقب‌نشینی می‌کند. اما نتانیاهو با تغییراتی که ایجاد کرده، خروج نیروهای اسرائیلی را مشروط به پیشرفت روند خلع سلاح حماس و همچنین حفظ یک منطقه امنیتی تحت کنترل برای روز مبادا کرده است». در واقع اسرائیل در مقابل آزادی فوری گرگان‌ها، بر اساس تشخیص از روند پیشرفت خلع سلاح حماس، مرحله به مرحله از غزه عقب‌نشینی خواهد کرد تا هر وقت و به هر بهانه‌ای که خواست دوباره این باریکه را اشغال کند.

همچنین بر مبنای ماده 8 طرح ترامپ «کمک به نوار غزه بلافاصله و بدون دخالت دو طرف از طریق سازمان ملل و آژانس‌های آن و هلال احمر انجام می‌شود...» در واقع طرح ترامپ ناخواسته و بطور تلویحی اعتراف می‌کند که «بنیاد به اصطلاح بشر دوستانه، نسبت به اسرائیل بی‌طرف نبوده بلکه ابزاری در دست دولت اسرائیل بوده که از غذا به عنوان سلاحی علیه مردم غزه استفاده می‌کرده است». اما بر اساس طرح بازنویس شده نتانیاهو «حتی ارسال کمک‌های بشر دوستانه مشروط به رعایت «رفتار خوب» از جانب فلسطینیان شده است.»

مطابق ماده 9 طرح ترامپ، «یک نهاد بین‌المللی به سرپرستی خودش و با مشارکت تونی بلر و میلیاردرهای غربی برای مدیریت توسعه مجدد غزه تا زمانی که تشکیلات خودگردان فلسطین اصلاحاتی انجام دهد و بتواند حکومت کند، اداره غزه را بر عهده می‌گیرد». در حالی که نتانیاهو اعلام کرد که «غزه یک دولت غیرنظامی خواهد کرد که نه حماس و نه تشکیلات خودگردان فلسطین در آن نقشی نخواهند داشت». در عمل ترامپ به اسرائیل حق داده است که دیکته کند چه کسی غزه را اداره کند و مردم فلسطین را بطور مطلق از دخالت در اداره غزه و تعیین سرنوشت خود محروم کرده است.

ماده 16 طرح ترامپ اعلام می‌کند که «اسرائیل برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی در محدوده امنیتی باقی خواهد ماند.»

ماده 19 طرح ترامپ اعلام می‌کند «مسیری برای خود مختاری و تشکیل دولت فلسطین» را در صورت انجام اصلاحات در تشکیلات خودگردان فلسطین پیشنهاد می‌کند، در حالی که نتانیاهو «این تشکیلات را غیرقابل اصلاح و فرضیه خودگردانی و تشکیل دولت فلسطین را بطور مطلق رد می‌کند و این یعنی دولت اسرائیل، غزه را اشغال خواهد کرد». با این وصف و در حالی که نتانیاهو با وارد کردن اصلاحیه‌های خود بر طرح «تاریخی» ترامپ میخ‌های خود را بر تابوت این طرح 20 ماده‌ای کوبیده است.

باری، این طرح که اکنون ظاهراً با استقبال عموم کشورهای جهان روبرو شده است، بر خلاف ادعای خود ترامپ، با طرفداران او که می‌کوشند این طرح را ناشی از تمایلات صلح‌طلبانه وی معرفی کنند اما ترامپ یک نژادپرست جنگ‌طلب است که برای تحقق منافع و اهداف امپریالیسم آمریکا «از جنگ و صلح یا هر دو استفاده می‌کند». این را هم در مورد همکاری با نتانیاهو در جنگ و کشتار مردم غزه و هم در مورد ایران نشان داده است. او خواهان ثبات در منطقه خاورمیانه در جهت حفظ و بسط منافع اقتصادی و سیاسی انحصارات اقتصادی آمریکاست. این را گاه از طریق صلح ابراهیم و گاه جنگ مستقیم یا غیرمستقیم از طریق نیابتی‌اش، اسرائیل پیش برده و می‌برد و گاه حتی با ایران از طریق «صلح کورش» صحبت می‌کند. مع هذا، طرح صلح ترامپ، شامل موضوعات متعددی بر سر توقف جنگ در غزه، بازسازی ویرانه‌های بر جای مانده از این منطقه، حتی صلح و مسئله فلسطین می‌باشد اما به جز موارد مشخص قابل اجرای فوری، بدون اینکه راهکار مشخصی برای تحقق مهم‌ترین بندهای این طرح مطرح کند.

بازگرداندن تمام اسرای اسرائیلی چه زنده و چه مرده، در ازای آن، آزادی تعدادی از اسرای فلسطینی و خلع سلاح گروه‌های مسلح، به خصوص عناصر حماس که به همزیستی مسالمت آمیز متعهد نیستند و هیچ نقشی در اداره غزه چه مستقیم و چه غیر مسقیم نخواهند داشت. تمام زیرساخت‌های نظامی و تهاجمی از جمله تونل‌ها و تأسیسات تولید سلاح تخریب خواهند شد، عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی به خطوط توافق شده، بازسازی غزه از موارد دیگر است.

همچنین به محض پذیرش این توافق ورود و کمک فوری به نوار غزه از طریق سازمان ملل و آژانس‌های آن صورت خواهد گرفت، اداره غزه زیر نظر یک حکومت انتقالی موقت توسط یک کمیته تکنوکراتیک غیرسیاسی فلسطینی، تحت نظارت و سرپرستی یک نهاد انتقالی بین‌المللی جدید، به نام «شورای صلح» انجام می‌گیرد که ریاست آن را ترامپ بر عهده خواهد گرفت.

آمریکا با شرکای عرب و بین‌المللی برای ایجاد یک نیروی ثبات بین‌المللی موقت جهت استقرار فوری در غزه همکاری خواهد کرد. نیروی بین‌المللی حافظ ثبات که با مشارکت آمریکا و کشورهایی عربی تشکیل می‌شود، مسئولیت تأمین امنیت در غزه را برعهده خواهد گرفت و خلع سلاح گروهای مسلح فلسطینی را تضمین خواهد کرد. آنچه با اجرای این طرح در بهترین حالت حداکثر می‌تواند نصیب مردم غزه بشود، نجات از گرسنگی و کشتار وحشیانه رژیم آپارتایدی اسرائیل خواهد بود، موارد متعددی دیگر از این طرح از جمله حق تعیین سرنوشت فلسطینیان «نسیه و وعده‌های سر خرمن خواهد بود که عملی و اجرایی نخواهد شد.»

عجالتاً غزه همچنان «تحت اشغال خواهد بود اگر چه نه تحت اشغال کامل اسرائیل» بلکه در واقع در اشغال «شورای صلح» یعنی تحت رهبری آمریکا باقی خواهد ماند. تازه این موارد نیز مشروط است به عملی شدن طرح اینکه «فلسطینیان بر سرنوشت خود کی و چگونه محقق خواهد شد یعنی موکول به آینده نامعلوم است». «حتی واگذاری قدرت به تشکیلات خودگردان فلسطین نیز در ابهام کامل قرار دارد. این طرح در کلیت آن برای حماس چیزی جز تسلیم کامل نیست، چاره‌ای هم جز پذیرش آن ندارد، چراکه نه تنها در عرصه نظامی شکست خورده است بلکه اکنون نمی‌تواند در مقابل تمام کشورهایی که بر این طرح مهر تائید زده‌اند به ویژه دو کشور متحد مسلکی خود یعنی قطر و ترکیه مقاومت و مخالفت کند.»

از این رو در بیانیه‌ای که حماس انتشار داد، ضمن قدردانی از تلاش‌های ترامپ برای توقف جنگ و ورود کمک‌های بشر دوستانه به غزه، آمادگی خود را برای آزادی تمام گروگان‌های زنده و مرده و واگذاری اداره غزه به یک نهاد فلسطینی از افراد مستقل (تکنوکرات‌ها) اعلام کرد و در مورد خلع سلاح و نیروی نظامی بین‌المللی نیز که در غزه مستقر خواهد شد، سکوت کرد. گرچه موسی ابومرزوق عضو دفتر سیاسی حماس اعلام کرد که «تنها 9 بند طرح از سوی حماس پذیرفته شده است اما در واقع با دیگر بندهای طرح، مخالفتی هم نشده بلکه گفته شده نیاز به گفتگوی بیشتر دارد». علاوه بر این وقتی که «حماس پذیرفته یک نهاد فلسطینی ظاهراً مستقل، مطابق طرح ترامپ زیر چتر «شورای صلح» تحت رهبری ترامپ، اداره غزه را بر عهده داشته باشد، این را عملاً پذیرفته است که دیگر در غزه حکومت نخواهد کرد.»

در بند 9 این طرح که مورد پذیرش حماس قرار گرفته، آمده است، «غزه زیر نظر یک حکومت انتقالی موقت توسط یک کمیته تکنوکراتیک غیرسیاسی فلسطینی اداره خواهد شد که مسئول ارائه خدمات عمومی روزانه به ساکنان غزه است. این کمیته متشکل از فلسطینیان واجد شرایط و کارشناسان بین‌المللی تحت نظارت و سرپرستی یک نهاد انتقالی بین‌المللی جدید، به نام «شورای صلح» خواهد بود که ریاست آن را دونالد ترامپ بر عهده خواهد داشت. تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس نیز در این شورا عضویت خواهد داشت و سایر اعضا و سران کشورها بعداً اعلام خواهند شد. این نهاد تعیین چارجوب، تأمین مالی بازسازی غزه، را تا زمان ارائه برنامه اصلاحاتی تشکیلات خود گردان بر عهده خواهد داشت.»

در مورد اسرائیل اما مسئله متفاوت است، «گرچه در طرح ترامپ دو خواست اعلام شده، آزادی گروگان‌ها و خلع سلاح حماس و غیرنظامی سازی غزه پذیرفته شده» و هنوز راه برای نگه داشتن نیروهای نظامی‌اش در برخی مناطق باز گذاشته شده اما نتانیاهو و کابینه‌اش با طرح ترامپ توافق کامل ندارد. کابینه نتانیاهو در کلیتش چیزی به نام «مردم فلسطین» به رسمیت نمی‌شناسند، خواهان انضمام باقیمانده فلسطین به خاک اسرائیل هستند و با هر گونه تشکیل کشور و دولت فلسطینی مخالف است. بنا براین، با توجه به موانعی که کابینه نتانیاهو بر سر راه پیشرفت این طرح ایجاد خواهد کرد چنانچه این طرح بخواهد پیشرفتی داشته باشد، لازمه‌اش تغییراتی در هیئت حاکمه و کابینه‌اش با توجه به نارضایتی داخلی در خود اسرائیل سقوط کند. در هرحال بعید است، مادام که نتانیاهو و کابینه نژادپرست و فاشیست آن بر سرکارند، طرح ترامپ تا همان جایی که امکان عملی شدن آن وجود دارد، بتواند به سادگی پیشرفت کند.

البته طبق هشدارهای ترامپ «مطرح کردن هر گونه پیشنهاد و ملاحظه‌ای از جانب هر جناحی از فلسطینیان به عنوان رد کننده طرح وی تعبیر می‌شود و دست دولت اسرائیل را باز می‌گذارد تا با حمایت کامل آمریکا «کار را تمام» و غزه را با خاک یکسان و اشغال کند» بر اساس این طرح جراحی شده، «دولت اسرائیل بدون قید و شرط و در اسرع وقت امتیازات خود را دریافت می‌کند، در حالی که مردم فلسطین با وعده‌های پوچ و بی‌پشتوانه زیر آتش سنگین بمباران و تهاجم گسترده ارتش اسرائیل و در قحطی و گرسنگی به حال خود رها می‌شوند» و اما و اما این معنای واقعی طرح تاریخی ترامپ است که قرار است، «صلح ابدی» را برای خاورمیانه به ارمغان بیاورد، «فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پایان

 

نشر مستضعفین 197 - اول آذر ماه

  • آگاهی
  • آزادی
  • برابری