سرمقاله
کالبد شکافی خونینترین «ابر خیزش جامعه بزرگ ایران»
آنچنانکه در شمارههای سالهای گذشته نشر مستضعفین (ارگان عقیدتی سیاسی و جنبشی، جنبش پیشگامان مستضعفین ایران) در خصوص خیزشهای دیماه 96، آبانماه 98 و پائیز 1401 به تفصیل مطرح کردهایم، «حرکت خیزشی برعکس حرکت جنبشی، مبارزه و حرکتش بر پایه عکسالعمل نسبت به دستگاههای چند لایهای سرکوبگر رژیم مطلقه فقاهتی استوار میباشد»، در خیزش دیماه 1404 برعکس سه ابر خیزش قبلی، «منهای اینکه عامل حرکت دستگاههای سرکوب رژیم مطلقه فقاهتی بود، عوامل خارجی مثل تحریک ترامپ رئیس جمهور فاشیست آمریکا و رضا پهلوی و نتانیاهو نخست وزیر ضد انسان رژیم اسرائیل وجود داشتند» که مطابق تبلیغات عملی خویش (مثل اینکه ترامپ به کنشگران ابر خیزش 1404 وعده میداد که «کمک در راه است» یا گفته شده بود که «نیروهای موساد همراه کنشگران در تهران در حال نبرد با رژیم هستند» یا رضا پهلوی که با مخاطب قراردادن کنشگران این ابر خیزش، به آنها میگفت از اسرائیل خواستهام که به شما کمک نظامی بکند).
علی هذا کنشگران ابر خیزش دیماه 1404، علاوه بر اینکه تحت تأثیر حمله نظامی رژیم بودند، در همان زمان متأثّر از وعده و عیدهای ترامپ و نتانیاهو و رضا پهلوی هم بودند. اگر چه بعد اتمام این وعده و عید از خارج برای کنشگران ابر خیزش دیماه 1404 «سراب از آب درآمدند»، قطعاً این تحریکات خارجی باعث گردید که رژیم مطلقه فقاهتی موجودیت خودش را به یکباره در خطر حمله آمریکا و اسرائیل تحت لوای این ابر خیزش بینید.
به هر حال از روز هشتم دیماه 1404 که این ابر خیزش توسط استارت بازار کامپیوتر و تلفن همراه ساختمان علاء الدین (تقاطع جهموری و حافظ) و بازار طلا فروشان تهران زده شد تا روز 17 دیماه 1404، رژیم در مقابله با این ابر خیزش دولا و دولا برخورد میکرد و به همین دلیل خیزش دیماه در طی این 10 روز به شدت از شهرهای کوچک تا شهرهای بزرگ گسترش پیدا کرد و در این 10 روز گاها تعدادی از کنشگران در مرودشت و تهران دست به اسلحه هم زدند، به هر حال تا قبل از روز هیجدهم دیماه 1404، جمع تعداد کشتههای کنشگران در سراسر ایران هنوز به سه رقمی نرسیده بود. علی ایحال، همین امر باعث گردید که ما در سرمقاله شماره قبل نشر مستضعفین ایران که آن سرمقاله در روز 17 دیماه 1404 نوشته شده بود، تعداد کشته کنشگران توسط دستگاه سرکوب رژیم مطلقه فقاهتی، حدود 45 نفر اعلام کردیم. یادمان باشد که از روز 17 دیماه اینترنت داخل کشور توسط رژیم قطع شد، لحاظ «از روز هیجدهم کل حرکت ابر خیزش دیماه 1404 در خاموشی خبری صورت گرفت» که خود این امر نشان میداد که از تاریخ 18 دیماه، رژیم مانند آبانماه 98 «به دنبال حمله همه جانبه و تار و مار کنشگران ابر خیزش دیماه 1404 میباشد.»
بنابراین «روز 18 و 19 دیماه 1404 رژیم با تمام دستگاههای سرکوب خود، اقدام به پاکسازی کنشگران این ابر خیزش در سراسر ایران گرفت». زیرا چنانکه فوقا مطرح کردیم رژیم برعکس خیزشهای گذشته، به یک دفعه احساس به خطر افتادن تمامی موجودیت و مشروعیت و مقبولیت خود توسط قدرتهای خارجی (اعم از آمریکا و اسرائیل) میکرد، پاکسازی سراسری کنشگران ابر خیزش دی ماه 1404، توسط تمامی دستگاه سرکوبگر رژیم مطلقه فقاهتی (اعم از نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و حتی ارتش و نیروهای اطلاعاتی وزارت اطلاعات و سپاه) انجام گرفت»، مع هذا، این همه باعث گردید که برعکس سه ابر خیزش 96 و 98 و 1401، «در این ابر خیزش رژیم تمام کنشگران یا کشته شدند یا زخمی شدند یا تمام زندانهای رژیم را پر کردهاند.»
اما آنچه که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم پس از تار و مار کردن این کنشگران برایش تعجب انگیز بود، «اینکه نه نیروی موساد اسرائیلی آنچنانکه اسرائیل مدعی بود، در میان کشتهها و زخمیها و زندانیها بودند و نه آنچنانکه ترامپ به کنشگران وعده میداد که شما بروید جلو، من به دنبال شما برای سرنگونی رژیم وارد میشوم، خبری بود». لازم به ذکر است که ورود ناوگان آمریکایی به دریای عمان نه به خاطر دفاع از خون کشته شدگان ابر خیزش دیماه 1404 هست بلکه برعکس ترامپ تلاش میکند تا این حرکت به منافع خود در کشور ایران برسد و بتواند آنچنانکه میگوید: «قدرت هستهای رژیم مطلقه فقاهتی را مهار نماید.»
مع الوصف، از اینجا بود که پس از گذشت یک ماه از فاجعه ابر خیزش دیماه 1404، حتی خود رژیم اعم از خامنهای و مسعود پزشکیان «به کشته و زخمی و زندانی شدن این همه ایرانی به لرزه افتادن و به اصطلاح خودشان پزشکیان در سخرانی میدان آزادی در 22بهمن (سالگرد انقلاب 22 بهمن) به نحوی از خانوادههای این کشتار عظیم اعلام تأسّف و عذرخواهی کرد و خامنهای هم در دستور به اژهای (رئیس قوه قضائیه) دستور داد در حکم قضائی نیروهای دنباله رو از نیروهای اصلی جدا کند. پزشکیان در روز 25 بهمن اعلام کرد که چهلم کشتههای ابر خیزش دیماه مشترکا همراه با کشتههای رژیم در این فاجعه، در مصلای تهران و در شهرستانها گرفته شود. به هر حال «کشتار کنشگران ابر خیزش دیماه 1404 داغ ننگی دیگر بر پیشانی رژیم مطلقه فقاهتی باقی ماند که تا ابد و برای همیشه پاک شدنی نیست.»
همراه شو عزیز، تنها نمان به درد
کاین درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمیشود
دشوار زندگی، هرگز برای ما، بی رزم مشترک، آسان نمیشود
باری، سازمانهای حقوق بشر تعداد کشته ابر خیزش دیماه 1404 را 3428 نفر و هزاران زخمی اعلام کردهاند. رویترز تعداد کشته را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرده اما دستگیر شدگان نیز لااقل 20 هزار نفر. عنایت داشته باشیم که وقتی که رئیس پلیس گیلان تعداد دستگیرشدگان استان گیلان 1500 نفر اعلام کرده، روشن است که آمار دستگیرشدگان سراسر کشور میتواند از 20 هزار نفر فراتر برود.
بحران اقتصادی و رکود تورمی در این شرایط در وخیمترین وضعیت نسبت به گذشته میباشد که ساعت به ساعت افزایش مییابد. باز در این شرایط میلیونها نفر از جوانان کشور بیکارند و هیچ چشم اندازی برای اشتغال وجود ندارد. حرکت ابر خیزش دیماه 1404 مانند ابر خیزش دیماه 96 اگرچه استارت اولیه حرکتش در تهران توسط بازاریان زده شد اما از شهرهای کوچک و فقیر که مردم آن زیر فشارهای بحران اقتصادی و گرانی روزافزون جانشان به لب رسیده است، رشد کرد و البته بعداً به شهرهای بزرگ مثل تهران، اصفهان، فارس، کرمانشاه، خوزستان و غیره سرایت کرد. وجه تشابه به لحاظ آسیبشناسی ابر خیزش دیماه 1404 با سه ابر خیزش دیماه 96 و آبانماه 98 و پائیز 1401 این هست که «تمامی مبارزات آنها از آغاز تا انتها صورت خیابانی داشته است و هرگز به سمت مبارزه اعتصاب همگانی پیش نرفت و لهذا به همین دلیل است که در چهار خیزش تمام تلاش دستگاههای سرکوب رژیم در این رابطه به کار رفت تا جلو پیوند مبارزه خیابانی با مبارزه اعتصابی بگیرد.»
باری مردم ایران حداقل از سال 96 به صورت فراگیر با مبارزات حماسی خیزشی و جنبشی علنی و مستقیم خود نشان دادهاند که دیگر نمیخواهند و نمیتوانند نظم ارتجاعی حاکم بر ایران را تحمل کنند. از طرف دیگر رژیم مطلقه فقاهتی هم نیز با تمام دستگاههای چند لایهای سرکوبگر خود نشان داده است که دیگر نمیتواند به شکل گذشته بر مردم ایران حکومت کند. پر پیدا است که در چنین جامعهای که «با عمیقترین بحرانها روبرست، راه هر گونه رفرم و اصلاحاتی برای رژیم مطلقه فقاهتی بسته شده است» به عبارت دیگر شرایط رژیم به صورتی است که «هر گونه اصلاحات یا عقبنشینی رژیم بدل به انقلاب جدید میشود». معنای دیگر این حرف این است که، «جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران نیاز به یک دگرگونی انقلابی دارد تا بتواند از این بنبست بحرانها و فجایعی که حاکمیت رژیم مطلقه فقاهتی آفریده است، نجات یابد.»
آنچه در این شرایط ضرورت دارد اینکه «تشکلهای جنبشی کارگری، معلمان، دانشجوئی، بازنشستگان، پرستاران، زنان و غیره اکنون باید در تدارک ایجاد رهبری جمعی شورائی بین خودشان باشند که البته خود این رهبری شورائی جنبشهای اجتماعی میتواند الگوئی برای حرکتهای فراگیر خودجوش و خودسازمانده و خودرهبر دینامیک جمعی تکوین یافته از پائین بشود.»
رویکردی که جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در طول 49 سال گذشته حیات درونی و برونی خود چه در فاز عمودی یا سازمانی آرمان مستضعفین ایران و چه در فاز افقی یا جنبشی نشر مستضعفین ایران، بر این باور بوده و هستیم که «تا زمانی که حرکتهای اجتماعی جنبشی و خیزشی به صورت خودجوش و خودسازمانده و خودرهبری جمعی تکوین یافته از پائین درنیایند و امکان تغییر توازن قوا با بالائیهای قدرت نداشته باشند، امکان ورود به فاز انقلابی و تغییر حاکمیت برای این جنبشها و خیزشها وجود ندارند». باری، ماحصل آنچه که فوقا مطرح کردیم اینکه خیزش دیماه 1404:
اولاً در مقایسه با سه ابر خیزش قبلی بزرگترین خیزش بوده است.
ثانیاً از نظر فشار اجتماعی و گستردگی جغرافیایی و از نظر مطالبات مطرح شده توسط کنشگران، شدیدترین خیزش محسوب میشود.
این ابر خیزش که از روز دوشنبه هشتم دیماه 1404 از ساختمان علاءالدین و بعد از آن بازار تهران آغاز شد، در اعتراض به عدم ثبات بازار و کاهش ارزش پول استارت حرکت زدند و به سرعت به شهرهای متعدد در سراسر کشور به ویژه در شهرهای بزرگ تهران، اصفهان، همدان، کرمانشاه، قم، لرستان، فارس، خوزستان و غیره گسترش پیدا کردند. «در آن شرایط دیگر تقلیل علل اعتراضات به یک واحد، بسیار دشوار شد. این خیزش بزرگ که به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی از سوی مشاغل آغاز شد اگرچه هر خیزشی خودویژگی خاص خود دارد ولی این بدان معنا نیست که یک عامل واحد باعث آن خیزش شده باشد، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی درهم تنیدهاند.»
بنابراین آنچه مهم است اینکه «در آغاز خواستههایی کنشگران را وادار به حرکت میسازد». در خیزش دیماه 1404، «بزرگترین دستاوردی که برای کنشگران حاصل شد، این است که مستقیماً مشروعیت و موجودیت رژیم مطلقه فقاهتی را به چالش کشیدند.»
اکنون همزمان با تشدید سرکوب داخلی تهدیدات جنگی دولت فاشیست ترامپ، با همکاری رژیم جنایتکار و صهیونیستی اسرائیل و تضادهای درونی رژیم و جاهطلبیهای منطقهای آن و بحرانهای آن اعم از بحران مالی، ژئوپولتیک در خاورمیانه و رقابتهای امپریالیستی، ایران را به میدان بالقوه تسویه حساب منطقهای و بینالمللی بدل کرده است. پروژههای سیاسی نیروهای اپوزیسیون خارج نشین که به رویکرد «انتقال قدرت از بالا» معتقدند، از سلطنتطلبان تا مجاهدین خلق و ناسیونالیستهای کرد و بلوچ در تقابل آشکار با منافع مردم ایران و تهدیدی برای افق رهاییبخش انقلاب اجتماعی و تحول از پائین محسوب میشوند.
این بخش از نیروهای اپوزیسیون، علی رغم تفاوت برنامه و استراتژیکی که با هم دارند، در یک نقطه اشتراک دارند که عبارت است از «عدم اعتماد عمیق به توان پتانسیل نیروهای مردمی است، همین امر باعث گردیده که این بخش از نیروهای اپوزیسیون برای حمله امپریالیسم هار آمریکا و صهیونیسم جنایتکار اسرائیل به ایران لحظه شماری میکنند»، یادمان باشد که «حمله نظامی آمریکا میتواند تمام دستاوردهای مبارزاتی جنبشها و خیزشهای اجتماعی ایران را که در نبردی سنگر به سنگر به بهای خونهای بسیاری در خیابانها ریخته شدهاند، نابود میکند.»
پایان
