تفسیر سوره انشراح
سوره انشراح تبین پروسس بودن تكوین شخصیت محمد و وحی و تدوین قرآن و اسلام ( بخش آخر )
مولوی در دفتر اول در داستان یوسف پراكسیس درونی كه باعث شخصیت سازی انسان میشود به این شكل تقریر می كند :
عار نبود شير را از سلسله / نيست ما را از قضاى حق گله
شير را بر گردن ار زنجير بود / بر همه زنجير سازان مير بود
گفت چون بودى ز زندان و ز چاه / گفت همچون در محاق و كاست ماه
در محاق ار ماه نو گردد دو تا / نى در آخر بدر گردد بر سما
گر چه دردانه به هاون كوفتند / نور چشم و دل شد و بيند بلند
گندمى را زير خاك انداختند / پس ز خاكش خوشهها بر ساختند
بار ديگر كوفتندش ز آسيا / قيمتش افزود و نان شد جان فزا
باز نان را زير دندان كوفتند / گشت عقل و جان و فهم هوشمند
باز آن جان چون كه محو عشق گشت / يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ آمد بعد كشت
اصل فوق آنچنانکه در رابطه با شخصیت محمد صادق می باشد در رابطه با پروسه شكل گیری و تكامل قرآن نیز صادق می باشد به این ترتیب كه آنچنانکه قبلا هم مطرح كردیم قرآن محمد بر عكس كتاب موسی و عیسی بصورت دفعی و بیرونی بر محمد نازل نشده است بلكه بلعكس، در بستر یك پراتیك سخت 23 ساله بصورت تدریجی بر محمد نازل شده و تكوین پیدا كرده است. یعنی بموازت پیچیده شدن پراتیك محمد قرآن شكل گرفته است . و لذا منهای پیام كلی قرآن كه توحید در عرصه هستی شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی و تاریخ شناسی و ارزش شناسی و وظیفه شناسی می باشد مابقی قرآن محصول پراتیك نظری و عملی محمد می باشد. پراتیك نظری محمد دلالت بر پاسخ سوال هائی می كند كه جاهلیت عرب از محمد می كردند، هرچند این سوال ها سوال های كیفی مهمی هم نبوده است ولی عینا در قرآن انتقال پیدا كرده است. مثل یسئلونك عن الاهله یا یسئلونك عن الشهر الحرام یا یسئلونك عن الخمر یا یسئلونك عن الروح یا یسئلونك عن الجبال یا یسئلونك عن ذی القرنین و...غیره كه همه این سوالها نشان از پراتیك نظری می كند كه محمد با سوالهای مخاطبین عادی خود با آن روبرو بوده است. حال اگر مخاطب پیامبر مردمی دیگر با سوالهای پر بار تر بودند طبیعی بود كه پاسخ محمد و قرآن هم بالا میرفت. در همین رابطه اصل فوق در رابطه با پراتیك عملی محمد هم حاكم است ، چرا كه قرآن با تاریخ 23 ساله محمد تكوین پیدا كرده است، مثلا داستان زید و همسر او كه با محمد ازدواج كرد و یا داستان عایشه و عقب افتادن او از سپاه و شایعات جنسی كه در باب او مطرح شده و غیره كه می بینیم همه اینها در قرآن ذكر شده است، در صورتیكه اینها برای شرایط تاریخی ما مسائل مهم و قابل طرح در قرآن نمی باشد. البته طرح این مسائل در قرآن اگرچه خودشان فی نفسه مهم نباشند، ولی یك حقیقت مهم را برای ما روشن میسازند و آن اینكه قرآن بموازات تاریخ پراتیك شخصی -اجتماعی محمد شكل پیدا كرده است و این بزرگترین هنر پیامبر بوده است كه همزمان در بستر 23 ساله تكوین قرآن دو نقش موازای در بستر پروسه تكوین قرآن پیاده میكرده است یك نقش نقش تاریخی قرآن كه همان تاریخ محمد بوده است، دوم نقش فراتاریخی قرآن می باشد كه تبيين توحید انسانی - تاریخی - اجتماعی – وجود - ارزش شناسی و وظیفه شناسی برای آینده بشریت می باشد. توضیح اینكه قرآن آنچنانکه كتابی استكه پابپای تاریخ زندگی محمد در 23 سال شكل می گیرد رسالت تاریخی برای آینده بشریت دارد كه باید در عرصه این تاریخ 23 ساله خویش آن رسالت را تبیين نماید و اینجا استكه قرآن در عرصه قالب در مرحله زمان قرار دارد ولی در عرصه محتوا كه تبیين كننده توحید انسانی، اجتماعی، وجود، تاریخی و... می باشد، در مرحله فرا تاریخی قرار می گیرد. بنابراین طرح مسائل خانوادگی محمد در قرآن، جریان زید در سوره احزاب گرفته تا موضوع عایشه در سوره نور و حتی جریان ابولهب كه در سوره ابی لهب با بیان تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ مطرح میشود، نشان دهنده این حقیقت است كه قرآن پابپای پراتیك اجتماعی -تاریخی محمد شكل پیدا كرده است و طبیعی استكه اگر محمد بیشتر عمر میكرد و پراتیك اجتماعی - تاریخی محمد ادامه پیدا میكرد وحی محمد و در نتیجه قرآن ادامه پیدا میكرد . پس رمز اینكه قرآن در حد فعلی بر بشر قطع شده و ادامه پیدا نكرده است بخاطر تعطیلی پراتیك سیاسی اجتماعی - تاریخی محمد بوده است.
انواع پراتیك محمد
الف : پراتیك اجتماعی یا پراتیك برونی محمد
ب : پراتیك فردی یا پراتیك درونی محمد:
محمد بطور كلی در رابطه با پروسه شكل گیری شخصیت خودش و پروسه شكل گیری قرآن دارای دو نوع پراتیك بوده ، یكی پراتیك درونی كه فونكسیون آن عامل رشد و تكامل شخصیت محمد می باشد و كل قرآن مولود این پراتیك محمد بوده است. دوم پراتیك اجتماعی یا برونی محمد می باشد كه فونكسیون آن عامل شكل گیری مدینه محمد می باشد كه در رابطه با این دو نوع پراتیك ما در تفسیر سوره مزمل و مدثر به تفصیل صحبت كردیم که آیات اول سوره مدثر در تبین پراتیك اجتماعی بود و آیات اول سوره مزمل نیز در رابطه با پراتیك درونی محمد . حال با بیان مسائل فوق می پردازیم به تفسیر سوره انشراح:
آنچنانکه فوقا مطرح كردیم 9 آیه سوره انشراح از جمله آیات اولی می باشد كه در مراحل اولیه بعثت و شروع نهضت محمد بر محمد نازل شده است و بهمین خاطر بعضی از مفسرین و محدثین معتقدند كه آیات سوره انشراح همراه و در ادامه آیات سوره الضحی بر محمد نازل شده است و دلیل اینكه بعضی از مفسرین حتی دو سوره الضحی و انشراح را در اصل یكسوره میدانند به این خاطر بوده است كه موضوع و مخاطب هر دو سوره كه شخص محمد می باشد مشترك است. با اين توضيح به تفسیر آیات سوره انشراح میپردازیم.
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آیا شرح صدر به تو عطا نكردیم.
قرآن در اینجا در ادامه سه نعمتی كه در سوره الضحی برای محمد مطرح كرد كه آنها را پروردگارت به تو عطا كرده است سه نعمت دیگر راهم شمارش می كند و آنها را هم بخشش پروردگار محمد به محمد می داند سه نعمتی كه در سوره الضحی مطرح شده عبارتند از:
- آیا تو ای محمد یتمی نبودی كه ما تو را جای دادیم.
- آیا توای محمد گمراهی نبودی كه ما تو را هدایت كردیم.
- آیا تو ای محمد فقیری نبودی كه ما تور اغنی گردانيدیم.
اما سه نعمتی كه در این سوره مطرح شده عبارت می باشد از:
- آیا ای محمد ما به تو شرح صدر ندادیم.
- آیا ای محمد ما نبودیم كه سنگینی بار مسئولیتی كه پشت تو را شكسته بود فرو نهادیم و سبك كردیم.
- آیا ای محمد ما نبودیم كه نام تو را بلند آواز كردیم.
نخستین سوالی كه در رابطه با این 6 نعمت شمارش شده در دو سوره بر محمد بذهن میر سد اینكه چه تفاوتی میان این دو دسته نعمتها وجود دارد كه خداوند همه آنها را یكجا بر محمد شمارش نكرده است و آنها را دسته بندی كرده و در دو دسته متفاوت مطرح كرده است با نگاهی اجمالی به این نعمتها پاسخ سوال خود را می یابیم چرا كه مضمون و محتوای دو دسته نعمتها با هم متفاوت می باشد به این ترتیب كه سه نعمت شمارش شده در سوره الضحی صورت فردی دارد و سه نعمت شمارش در سوره انشراح در رابطه با پراكسیس اجتماعی محمد می باشد . سه نعمت مطرح شده در سوره الضحی دستاوردهای محمد در پراكسیس درونی محمد می باشد كه عبارت می باشد از اوا - هدی – غنی. اما در سه نعمت مطرح شده در سوره انشراح دستاوردهای محمد در پراكسیس برونی محمد می باشد كه عبارتند از شرح صدر - وضع وزر - رفع ذكر و با توجه به مضمون متفاوت این دو دسته نعمتها است كه در همین جا می توانیم سوره الضحی را مختص به پراكسیس درونی محمد بدانیم و سوره انشراح را مختصی به پراكسیس برونی محمد نام گذاری كنیم.
سوال دوم اين است که سه نعمت شمارش شده در عرصه پراكسیس برونی در این سوره برچه پایه ای تبيین شده است؟ آیا این سه نعمت پایه وجودی با پراكسیس برونی دارد؟ یا اینكه فقط جنبه مدحی برای محمد داشته است؟ طبیعی استكه اگر در اینجا در رابطه با ریشه تكوینی این سه نعمت فقط آنچنانکه دیدگاه دگماتیسیتی مطرح می كند جنبه مدحی قائل شویم ارزش استراتژیك برای ما ندارد ولی اگر طرح سه نعمت برپایه تكوین وجودی پراكسیس برونی قائل شویم برای ما دارای ارزش استراتژیك می باشد. حال بینیم اصلا این سه نعمت چه هستند؟
اول شرح صدر : برای فهم این اصطلاح در قرآن بهتر است از خود قرآن كمك بگیریم تا ببینیم قرآن این اصطلاح را در چه رابطه ای بكار برده است.
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى- قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي - وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي - وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي - يَفْقَهُوا قَوْلِي - وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي - هَارُونَ أَخِي - اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي - وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي - كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا - وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ( سوره طه - آیه 24 تا 34 )
نگاه اجمالی به آیات فوق نشان دهنده این حقیقت است كه آنزمانیكه خداوند به موسی امر می كند كه پراتیك اجتماعی خودت را با نقد قدرت و حركت بطرف فرعون شروع كن موسی در رابطه با این پراتیك سهمگین از خداوند چهار سلاح طلب می كند
- سلاح اول شرح صدر است
- سلاح دوم یسر امر است
- سلاح سوم -شرح لسان است
- سلاح چهارم-وضع وزر است
كه باز در این آیات آنچه برای ما حائز اهمیت است الویت شرح صدر در خواسته موسی از خدا برای انجام پراتیك اجتماعی مبارزه با فرعون می باشد كه در قیاس با طرح اصل شرح صدر در الویت نعمتهای اهدائی برونی خداوند بر محمد این حقیقت برای ما مسجل میشود كه نیاز اول انجام پراكسیس برونی شرح صدر می باشد كه بموازاتی كه مبارزه وسیع تر و عمیق تر و پیچیده تر باشد شرح صدر بیشتری نیازمند است بعبارت دیگر شرح صدر یك امر دو مراتب می باشد كه برحسب كیفیت مبارزه تغيیر می یابد و اما آنچه كه در رابطه با تعریف شرح صدر در اینجا می توانیم مطرح كنیم بطور اجمال شرح صدر همان ظرفیت یا پتانسیل درونی جهت پذیرش حوادث برونی می باشد آنچنانکه عبدالرحمن ابن خلدون تونسی در كتاب مقدمه تاریخ خود در رابطه با محمد از آن بعنوان توان تحمل محمد در پذیرش آیات مطرح كرد و آنچنانکه مطرح كردیم ابن خلدون در رابطه با ظرفیت پذیرش محمد معتقد است كه محمد در اغاز نزول وحی از توان پذیرش بالائی جهت پذیرش برخوردار نبود در نتیجه آیاتی كه در مكه بر محمد نازل شده بر عكس آیات مدنی كوتاه و كم می باشد اما در مدینه بعلت اینكه محمد بر اثر پراتیك درونی - برونی توانسته بود از ظرفیت بالائی برخوردار گردد لذا آیاتی كه در مدینه برمحمد نازل شد همگی بلند و زیاد می باشد بنا براین شرح صدر دلالت بر صبر بر مشكلات می كند آنچنانکه در ( سوره البقره – آیات 155 و 156 ) می گوید :
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ - الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ : هر آینه شما را در عرصه پراتیك اجتماعی توسط خوف و گرسنگی و از دست دادن اموال و جان و ثمرات زندگیتان آزمایش كردیم تنها رمز پیروزی در این آزمایش صبر یا شرح صدر استكه هر كه دارا باشد در این آزمایش پیروز می شود.
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ( سوره البقره - آیه 124 ): آن هنگام كه پروردگار ابراهیم - ابراهیم را با سختیهای پراتیك اجتماعی به امتحان گرفت - و ابراهیم سر افراز با شرح صدر بر این كلمات پیروز شد و به این خاطر بود كه ما پس از پیروزی ابراهیم بر كلمات او را بر الناس امام ساختیم - ابراهیم خواستار انتقال امامت بر ذریه خود شد ما در پاسخ به ابراهیم گفتیم به یك شرط و آن اینكه ذریه تو از ظالمین نباشد.
بنابراین ماحصل آنچه می توان در باب شرح صدر گفت اینكه شرط اول انجام پراتیك اجتماعی دارا بودن اصل شرح صدر می باشد كه اصل اول اخلاق مبارزاتی را تشكیل می دهد. بدون داشتن این سرمایه طبیعتا پراتیك اجتماعی تاتیر منفی در شخصیت فرد خواهد داشت. البته خود شرح صدر فی نفسه یك اصل ایدولوژیك نمی باشد كه فقط مومنین به اسلام و توحید از آن برخوردار باشند، بلكه بلعكس یك اصل مبارزاتی هست كه علی السویه مومن و كافر می توانند در عرصه مبارزه از آن برخوردار گردند، فردی كه از این سرمایه تهی باشد در عرصه پراتیك اجتماعی مبارز پیگیری نخواهد بود. بعبارت دیگر فونكسیون شرح صدر در مبارزه اجتماعی پی گیر بودن در مبارزه است و علت اینكه بسیاری در پراتیك اجتماعی - سیاسی در برخورد با مشكلات مبارزه تسلیم میشوند همین نداشتن شرح صدر می باشد، چرا كه اولین فونكسیون شرح صدر قدرت تحمل سختیهای و شكنجه ها و مشكلات مبارزه می باشد.
دومین موضوعی در رابطه با شرح صدر آموختیم اینكه شرح صدر محصول پراتیك اجتماعی می باشد و بمیزانیكه شخص به پراتیك اجتماعی خود ایمان داشته باشد و خود را در آن حل نماید می تواند از مراتب بالای شرح صدر برخوردار گردد سومين موضوع در رابطه با شرح صدر اینكه شرح صدر مختص مسلمان نیست هر انسانی كه در عرصه پراتیك اجتماعی به پراتیك اجتماعی ایمان داشته باشد و برای این ایمان خود بمصداق :
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ ( آل عمران - آیه 92 ) تنها راه نیل، رسیدن بر این استكه فرد در عرصه پراتیك اجتماعی از هرچه كه بیشتر دوست دارد بگذرد، بنا براین راه نیل به شرح صدر در عرصه پراتیك اجتماعی ایثار از هرچه بیشتر به آن وابسته هستی و به آن علاقه داری می باشد. اگر توان این ایثار و فدا و فدیه در تو پیدا شد می توانی به شرح صدر برسی و با این شرح صدر در مبارزه سرمایه گذاری كنی و پی گیر شوی و هر گز خود را بدشمن نفروشی چرا كه با شرح صدر است كه تو از مشكلات و سختیها و شكنجه ها قوی تر میشوی و این شرح صدر با ذكر و مناجات برای تو حاصل نمی شود باید خود را بدریای سختیهای پراتیك اجتماعی بسپاری و آنزمانی به راهت ایمان پیدا كردی و از هرچه بیشتر دوست داری در بستر پراتیك اجتماعی گذشت كردی بدان كه چراغ شرح صدر در تو روشن خواهد شد.
حال با این شرح و اوصاف ذكر شده در باب شرح صدر سوال مهمی كه در اینجا هنوز بی پاسخ مانده است اینكه شرح صدر اعلام شده در این سوره برای محمد چگونه حاصل شده است؟ آیا بصورت یك پكیج آنچنانکه اسلام فقاهتی دگماتیسیم مطرح می كند از طرف ملائكه به او رسیده است؟ یا اینكه نه محمد با گذشت از هرچه داشته در بستر پراتیك اجتماعی توانسته این قانون لایتغیر مبارزه را نصیب شود؟ بی شك محمد با ایثار و فدیه و فدی این محصول در بستر پراتیك اجتماعی در پروسه 23 ساله توانسته است آنچنانکه ابن خلدون می گوید بكف آورد.
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ - الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ
پس از طرح شرح صدر در رابطه با محمد در عرصه پراتیك اجتماعی ، دومین نعمت را که بر محمد اعلام می كند سبك كردن سنگینهای مسئولیت و سختیهای پراتیك اجتماعی است. بی شك تنها عاملی كه در عرصه پراتیك اجتماعی رونده را می تواند یاری رساند همان شرح صدر است كه خدای محمد برای محمد مطرح كرد. بعبارت دیگر در اینجا می خواهد علت نعمت دوم را با طرح اصل شرح صدر مطرح كند. یا بمصداق تعرف الاشجار به اثمارها می خواهد میوه شرح صدر را در اینجا مطرح كند و به محمد این آموزش بدهد كه زمانیكه تو توانستی در عرصه پراتیك اجتماعی به شرح صدر برسی نخستین میوه ای كه از درخت شرح در بستر مبارزه خواهی چید آسان شدن سختیهای مبارزه برای تو خواهد بود چرا كه تا با سعه صدر به سختیها معنا بخشیدی و پایان بحران معنا را در مبارزه خود اعلام كردی بی شك سختیها و مشكلات مبارزه بدو دسته تقسیم میشوند، دسته اول سختیهای علاج پذیر است دسته دوم سختیهای علاج ناپذیر است كه در رابطه با سختیهای علاج پذیر مبارزه توسط مدیریت می توان این سختیها را حل گرد ولی در رابطه دسته دوم سختیهای مبارزه كه عبارت می باشند از سختیهای علاج ناپذیر مبارزه كه اکثر درد و رنج و مشكلات و سختیهای مبارزه در عرصه پراتیك اجتماعی از این نوع درد و رنج ها می باشد. برای اینكه انسان بتواند از این نوع درد و رنجها در مبارزه رهائی پیدا كند باید به این سختیها توسط ایمان به هدف معنای تازه ببخشد تا با آن بتواند از آن سختیها و مشكلات و شكنجه ها بعنوان غذای وجودی استفاده كند، كاری كه محمد در رابطه با این سختیها برای امت اولیه خودش (به بلال و میثم و عمار و یاسر و... ) كه در زیر شكنجه امثال امه ابن خلفها و ابوجهل ها و ... له می شدند این بود كه با ترتیل آیات قرآن به سختیها و درد و رنج آنها معنا می بخشید و با این معنای جدید بود كه امثال بلال و یاسر و خود محمد می توانستند سختیها را تحمل كنند پس معنای آیه فوق در رابطه با محمد چنین میشود كه در عرصه شرح صدر در بستر پراتیك اجتماعی ما توانستیم به سختیهای تو معنای جدید ببخشیم و تو را از بحران معنا رهائی ببخشیم تا توسط آن تو بتوانی از مشكلات و سختیها و درد و رنج پراكسیس برونی خودت جهت انجام پراكسیس درونی خودت تغذیه نمائی.
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ - نام تورا بلند آواز كردیم.
اینهم دومین دستاورد شرح صدر استكه خدای محمد بر محمد میشمارد بدین شكل كه پس از اینكه با طرح اصل شرح صدر ما توانستیم توان تحمل شدائد را به تو ببخشیم و با معنا بخشیدن به مشكلات مبارزه ما توانستیم سختیهای كمر شكن مبارزه را از تو دور كنیم آنجا بود كه شخصیت تو رفته رفته از مرحله زمان كنده شد و تو بمرحله فرازمانی یا فرا تاریخی رسیدی كه با آن تو نمونه گردیدی برای همه بشریت.
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ( سوره الاحزاب _ آیه 21 )
وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا ( سوره البقره - آیه 143 )
و چون صاحب چنین شخصیتی در بستر پراكسیس و تجربه درون -برون خود شدی، لذا برای همیشه صاحب شخصیتی فرا زمانی و فراتاریخی شدی ، كه بشریت می تواند بعنوان مصداق و الگوی شدن فردی در بستر پراكسیس درون و برون به توپناه بیاورد.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا - آن مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا
پس به تحقیق ای محمد این یك قانون لایتغیر است كه در بستر مشكلات و سختیها و درد و رنج پراتیك اجتماعی اگر صاحب آن رویكرد بشوی آسانی است، بازهم تكرار می كنیم كه در سختی آسانی است نه بعد از سختی آسانی است خود سختی مبارزه اگر توشه رفتن تو باشد و تو دندان جویدن آن پیدا كنی و بتوانی به آن معنا ببخشی آسانی ست و ما با تو چنین كردیم.
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
حال كه ای محمد آموختی كه بستر پراتیك اجتماعی با همه مشكلات آن تنها عرصه تكامل اعتلای فردی و انجام پراكسیس درونی می باشد پس هر گز در فراغت و آسایش و آرامش و راحتی تكامل نجوی چرا كه آنچنانکه امام علی در خطبه 5 نهج البلاغه می گوید :
أَيُّهَا اَلنَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ اَلْفِتَنِ بِسُفُنِ اَلنَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ اَلْمُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِيجَانَ اَلْمُفَاخَرَةِ أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اِسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ مَاءٌ آجن وَ لُقْمَةٌ يغص بِهَا آكِلُهَا وَ مُجْتَنِي اَلثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ: ای مردم امواج فتنه ها را با كشتی نجات در هم بشكنید ، كشتی نجات شما عروج از طریق منافره است ، در عرصه طریق منافره استكه شما می توانید تاج خود خواهیهای خود را بر زمین بگذارید ، رستگار شد انسانی كه توانست در این بستر با بالهای خود پرواز كند ، اما كسانی كه بجای مبارزه در عرصه منافره گوشه آسایش را انتخاب كردند گوشه فراغت برای آنها مردابی اجن و لقمه گلوگیری خواهد بود كه او را به نابودی خواهد كشانید.
پس تو ای محمد هرگز در بستر آسایش و فراغت و گوشه گیری دنبال اعتلای وجودی نباش راه تكامل فردی از بستر تكامل اجتماعی می گذرد لذا در همین رابطه تا برای تو فراغتی دست داد فورا خودت را بدریای پراتیك اجتماعی بزن تا در انجا بتوانی پراكسیس درونی خود را به انجام برسانی.
وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و از این راه استكه می توانی ای محمد بطرف ما پروردگارت مداوم سیر كنی راه ما از مسیر اجتماع و تاریخ می گذرد با گوشه گیری از خلق خدا تو نمی توانی به اعتلای وجود و به پروردگارت برسی مسیر ما یكتائی در بودن - یكتائی در زیستن - یكتوئی در شدن می باشد.
پایان







