نشر مستضعفین

بنر
 
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • green color
  • blue color

AddThis Social Bookmark Button

علی و عدالت ( بخش آخر )

اصل چهارم مبانی معرفتی عدل علی : مبارزه طبقاتی استکه طیف بندیهای اجتماعی سیاسی را بهم میریزد و جنگ داخلی را ایجاد می كند و دوستان را از دشمنان تعریف می كند.  در عرصه انقلاب اجتماعی و سیاسی وحدت های كاذب برقرار است،  اما تا نام انقلاب طبقاتی به میان آيد،  تفرقه جای اتحاد می گیرد و لشكركشی ها شروع میشود صف بندیهای جدیدی بوجود می آید،

که شمشیرهای ما برروی هم دیگر كشیده میشود طلحه و زبیر عشره مبشره محمد و پشتیبان سیاسی علی در شورای عمر و قیام برعلیه عثمان،  سردمداران جنگ طبقاتی جمل میشوند چراکه در جنگ طبقاتی،  منافع طبقاتی به مبارزه كشیده می شود نه جان افراد و هویت آنها و این چیزی نیست که براحتی بتوان از آن گذر كرد.  اینجا است که من برای انقلاب سیاسی -اجتماعی با شما بیعت نكرده ام تا با انتقال قدرت از عثمان به علی كارها پایان یابد.  همه دعاها برای آمین است و آمین من مبارزه و جنگ و انقلاب طبقاتی است ، همانی که شما باید برای انجام آن بهائی سنگین بدهید.پس خطبه 92 ( صبحی صالح ) سومین خطبه عمومی علی پس از كسب قدرت :

دَعُونِي وَ اِلْتَمِسُوا غَيْرِي - مرا رها کنید و كس دگری برای حكومت انتخاب کنید.

چراکه برای من انقلاب سیاسی و كسب قدرت شروع كار است نه پایان امر آنچنانکه در شورای عمر در برابر بیعت عبدالرحمان ابن عوف گفتم من دنبال انتقال قدرت سیاسی نیستم. اگر قدرت سیاسی را می خواستم با یك نعم  در برابر خواسته عبدالرحمان که گفت : با تو ای علی بیعت می كنم بر مبنای كتاب الله و سنت رسول الله و رویه شیخین 13 سال پیش این انتقال قدرت سیاسی از عمر به من انجام می گرفت و دیگر اینهمه فجایع عثمانی اتفاق نمی افتاد ولی برای آن 13 سال پیش در برابر خواسته عبدالرحمن عوف جواب لا دادم وگفتم با كتاب وسنت رسول الله و رویه خودم نعم چراکه من خوب می دانستم که تضاد من با عبد ارحمن و عوف و عثمان و سعد ابن ابی وقاص و طلحه و زبیر که در جلسه شورای عمر با انتخاب عمر حضور داشتند برسر كتاب الله و سنت رسول الله و انتقال قدرت سیاسی از عمر به علی نیست چراکه همه اینها در رویه شیخین و رویه خودم نمود پیدا می كرد،  یعنی قرآن محمد و سنت محمد در رویه شیخین یك معنا داشت که با قرآن محمد و سنت محمد در رویه من متفاوت بود. همان تفاوتی که درجنگ صفین باعث شد تا من بگویم قرآن های محمد از سر نیزه های معاویه پائین بكشید و آنرا لگد كوب كنید چراکه قرآن و سنت محمد خارج از عمل اجتماعی ورویه من لباس تقوی بر تن جور و زور و جنایت وستم اجتماعی خواهد بود و  این را خوب می دانم که قرآن محمد وسنت محمد در دو رویه مختلف من و شیخین به جنگ هم می آیند وشرایط امروز را عوض خواهند كرد.

فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لاَ تَقُومُ لَهُ اَلْقُلُوبُ وَ لاَ تَثْبُتُ عَلَيْهِ اَلْعُقُولُ - همانا من با قبول بیعت و انقلاب اجتماعی شما به استقبال آیند ه ای می روم که دارای صورتی و رنگی غیر صورت و رنگ امروز انقلاب اجتماعی شما خواهد داشت در آن مرحله انقلاب طبقاتی پاهای شما سست میشود و ایمان و خردها شما زمین گیر

وَ إِنَّ اَلْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ اَلْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ - افق های آینده مراحل انقلاب برای من تیره و تاراست و راه اینده مراحل انقلاب نا پیداست، ولی این راه بدانید.

وَ اِعْلَمُوا أَنِّي إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ - آگاه باشید اگر انقلاب اجتماعی شما را و انتقال قدرت سیاسی از عثمان به خودم را  پذیرفتم،  در مراحل بعدی انقلاب سیاسی و انقلاب طبقاتی آنچه خود تشخیص می دهم عمل می كنم و تسلیم هیچگونه مصلحتی نخواهم شد.

وَ لَمْ أُصْغِ إِلَى قَوْلِ اَلْقَائِلِ وَ عَتْبِ اَلْعَاتِبِ - و گوشم را بدهكار حرف و سرزنش هیچ دآیه مهربان تر از مادر نخواهم كرد 

وَ إِنْ تَرَكْتُمُونِي - ولی اگر همین مرحله مرا رها كنید و مسئولیت و رهبری انقلاب اجتماعی خود را بمن نسپارید آنوقت منهم یكی از شهروندهائی میشوم مانند شما.

 

فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَ لَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ - و شاید از شما هم بیشتر بهر كسی که شما غیر من انتخاب كردید من شنونده تر و مطیع تر باشم،  آنچنانکه دیدید  25 سال  پیش در آنزمانی که انتقال قدرت از محمد توسط شورای سقیفه به شخین منتقل شد در حالیکه :

خطبه 3 فراز 2 و3 ( صبحی صالح )

وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ يَهْرَمُ فِيهَا اَلْكَبِيرُ وَ يَشِيبُ فِيهَا اَلصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ ترجيح الصبر فَرَأَيْتُ أَنَّ اَلصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِي اَلْعَيْنِ قَذًى وَ فِي اَلْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْباً - در برابر شورای انتقال قدرت سقیفه دو راه برایم بیشتر باقی نمانده بود یا مانند شما قیام مسلحانه برعلیه سقیفه و گروه كودتا ی مخملی و نرم،  یا تسلیم در برابر تصمیم شورای سقیفه و انتخاب استراتژی صبر و سكوت،  همین استراتژی که درآن پیر كوژ میشود و جوانان پیر ولی برای وحدت مسلمان به كودتا  تن دادم و درحالیکه خار در چشمم و استخوان در گلویم بود حتی به تبعید ومرگ مظلوم برادرم ابوذر در صحرای ربذه اعتراض نكردم و برای وحدت مسلمان پشت سر كودتاگران نماز خواندم با آنها بیعت كردم به آنها مشاوره فكری دادم تا نهضت محمد باقی بماند چراکه نهضت محمد بین مرگ و بیماری مرا قراداده بود طبیعی بود که من در برابر مرگ نهضت محمد به بیماری رضایت می دهم و دادم پس حالا هم بدانید که

ادامه خطبه  92 - وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيراً خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّي أَمِيراً - اگر من برای شما مشاور سیاسی باشم بهتر است تا رهبری انقلاب اجتماعی شما را بپذیرم زیرا آنچه به قران محمد و سنت محمد محتوا و سمت گیری می بخشد رویه من است و این رویه چیزی نیست جز همین انقلاب طبقاتی که باید در جامعه به كفر و نفاق كشیده محمد در این مرحله صورت بگیردو هیچ راه دیگری برای اصلاح جامعه محمد در این مرحله غیر از انقلاب سیاسی و طبقاتی وجود ندارد و مطمئن باشید که اگر غیر از این راهی وجود داشت من بهتر از هرسیاستمدار دیگری به آن مطلع می بودم   در عرصه انقلاب سیاسی -طبقاتی است که آنوقت شما خواهید دید که  دوستیها بدشمنی بدل می شود و عقده های  طبقاتی جای عقد های سیاسی  را می گیرد،  پس بهتر است که همین حالا که انقلاب اجتماعی  شما به موفقیت انجامیده است شما دنبال كسی دیگری جهت انتقال قدرت بروید که كار شمارا پایان یافته ببیند و بهمین انقلاب اجتماعی شما  قانع گردد  و با انتقال قدرت از شاه به ولایت فقیه همه چیز را تمام شده بداند.   و اوجب الواجبات حفظ نظام سیاسی وفقاهتی خود  بداند و در راه حفظ نظام فقاهتی خود  مصدق را كافرو طیب حاجی رضائی را مومن بشمارد و انقلاب طبقاتی را  مال  خرها و گاوها بداند  و صاحب انقلاب اجتماعی را  بازاری ها بداند،  گروگان های جاسوس آمریكائی و انگلیسی را  با یك فتوی آزاد كند  و گروگانهای سیاسی شما  را با یك فتوی در تابستان 67 همگی چشم بسته در دادگاههای یك دقیقه ای ، نیری و رئیسی و اشراقی،  قتل عام نماید. جواهر کلام شیخ حسن نجفی  تكریم نماید و کتاب اقتصاد اسلامی مطهری را  خمیر كند.  زنان حامله با جنین های درون شكم را  در سال 60 بدار مجازات اسلامی بسپارد  ولی زیر پای توابین سال 88 ( سعید حجاریان و عطریانفر همان سربازان گمنام امام زمان در سال 60-61 ) فرش قرمز پهن كند.

اصل پنجم مبانی معرفتی عدل علی :

باید به انقلاب اجتماعی ( جهت تحقق عدل اجتماعی ) و انقلاب سیاسی ( جهت تحقق عدل سیاسی ) و انقلاب طبقاتی

( جهت تحقق عدل طبقاتی و اقتصادی ) بعنوان  مراحل  پدیده تاریخی نگاه كنیم،  نه اینکه برمبنای نگاه ولنتاریستی  و اراده گرایانه بخواهیم بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، تاریخی ، انقلاب اجتماعی - سیاسی – طبقاتی،  با تكیه بر شور و احساسات كوتاه مدت طبقه متوسط  در شرایطی که هنوز طبقه پائین به خوداگاهی طبقاتی دست پیدا نكرده است و هنوز در مرحله صنفی بسر می برد و از هرگونه تشكل و سازماندهی محروم می باشد  گام در مسیر تحقق انقلاب سیاسی -طبقاتی و كسب و تقسیم قدرت بگذاریم. خطبه شماره 5 که اولین خطبه امام علی بعد از فوت پیامبر می باشد در همین رابطه توسط امام مطرح گردیده است.

قابل توجه است که این خطبه زمانی توسط امام بیان شد که ابو سفیان رهبر قریش در روز وفات پیامبر  زمانیکه دید که  در شورای سقیفه در عرصه معادلات تقسیم و انتقال قدرت سیاسی محمد برای او از طرف شورای سقیفه  سهمی در نظر نگرفته اند كوشید با تشدید  تضاد بین علی و شورای سقیفه بعنوان كارت برنده در جهت سهم خواهی خود استفاده نماید  لذا در این رابطه بود که با خشم و غضب بسراغ علی و عباس که مشغول كفن و دفن پیامبر بودند  آمد و با صدای بلند خطاب به علی گفت ای ذلیل ها ای بدبختها چرا در برابر سقیفه ساكت نشسته اید  بیائید تا به پشتيبانی و حمایت از شما در برابر سقیفه،  كوچه های مدینه را از سواره و پیاده پر كنم امام علی که دید حمایت ابو سفیان از او بخاطر سهم خواهی خودش از قدرت سیاسی در حال انتقال در سقیفه می باشد و ابوسفیان می كوشد آنچنانکه در جنگ جندق در زمان رسول الله از تضاد جریانها ی غیر  مسلمان با محمد جهت تقویت خود برعلیه جنبش اسلامی محمد استفاده كرد این بار نیز باحمایت از او به رشد تضاد و جنگ داخلی میان  مسلمانان بپردازد تا با گل آلود كردن آب زمینه را جهت صید ماهی برای خود  فراهم سازد لذا در همین رابطه بود که در برابر آن داد فریاد ها ویخه چاك كردن ابوسفیان به نفع او در برابر سقیفه،  سكوت خود را در برابر ابوسفیان شكست و  گفت ای ابوسفیان ذلیل خری است که با آن بار میكشند  و بدبخت گوسفندی است که او را می دوشند ای ابو سفیان چقدر كینه تو نسبت به اسلام طو لانی شد و سپس این خطبه را در همان موقع ایراد فرمود :

خطبه شماره 5 ( صبحی صالح )

أَيُّهَا اَلنَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ اَلْفِتَنِ بِسُفُنِ اَلنَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ اَلْمُنَافَرَةِ - ای مردم توطئه های سیاسی -اجتماعی را با سلاح اگاهی خود در هم بشكنید و با شناخت توطئه ها توسط اگاهی -تضادهای سیاسی اجتماعی را در خدمت حركت اعتلا بخش سیاسی -اجتماعی خود درآورید ( در عرصه تضادهای سیاسی اجتماعی در عصر فتنه ها استقلال هویتی خود را از دست ندهید چراکه قربانی این تضادها در جهت منافع صاحب قدرت میشوید ) تنها در این صورت استکه می توانید تمامی تضادهای سیاسی داخلی حاكمیت را در جهت اعتلای جریان عدالت خواه در آورید و باز  در همین رابطه است که امام علی در كلمات قصار شماره 1 ( صبحی صالح ) چنین می فرماید:

كُنْ فِي اَلْفِتْنَةِ كَابْنِ اَللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ - در زمانیکه فتنه سیاسی حاكم می باشد،  مانند بچه شتر باشید چراکه نه پشتی دارد تا از او سواری بكشند  و نه پستانی دارد تا او را بدوشند .بنابراین از نظر امام علی اصل استقلال هویتی در برابر تضادهای سیاسی -اجتماعی یكی از محورهای مبانی معرفتی عدالت سیاسی می باشد،  زیرا  باعث میشود تا مانع حل شدگی جریان عدالت در عرصه تضادهای سیاسی حاكم که حاصل آن تقویت جناح ضد عدالت حاكم میشود گردد.  برای اینکه گرفتار چنین دامی نشویم جریان عدالت خواه باید :

ادامه خطبه شماره 5- وَ ضَعُوا تِيجَانَ اَلْمُفَاخَرَةِ - هوس و تئوری كسب قدرت سیاسی را از سر بیرون كند چراکه در معادلات سیاسی عصر فتنه بزرگترین عاملی که نیروهای عدالت خواه را وجه المعامله یا وجه المصالحه معادلات سیاسی حاكمین فتنه می كند هوس یا تئوری كسب قدرت می باشد که با این هوس و تئوری راه را برای تمامی انحرافات و قربانی شدن بعدی جریان عدالت باز می شود.

أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اِسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ هَذَا مَاءٌ آجِنٌ وَ لُقْمَةٌ يَغَصُّ بِهَا آكِلُهَا وَ مُجْتَنِي اَلثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ – رستگار و پیروز آن نیروهای راستین عدالتخواه هستند  که بجای تكیه كردن به تضادهای داخلی جریانهای سیاسی حاكم فتنه جهت كسب قدرت برای خویش،  به پتانسیل و توان خود تكیه كند و با نیروی خود پراتیك اجتماعی  عدالتخواهانه خود را پیش ببرند  و تسلیم تضادهای  جریانهای سیاسی بین جاكمیت نشود  زیرا اگر بجای تكیه بر توان خود،  تسلیم تضادهای سیاسی بین جناحهای حاكمیت شوند و از طریق آن تضادها بخواهند اقدام به اصلاحات از بالا بكنند ، حاصل آن خواهد شد که دست از مبارزه بكشند و به رفرمیسم تن دهند  و پیوسته كاسه گدائی قدرت خود را بطرف حاكمیت سیاسی فتنه دراز كنند تا هر زمانی که حاكمیت سیاسی صلاح دید ، قطره ای از قدرت خود را در كاسه این كاسه لیسان قدرت بریزد تا آنها برطبق آن بودن خود را به توده ها اعلام كنند. این ترك مبارزه و عافیت طلبی برای آن جریان مانند آب مردابی است که پس از مدتی حركت كردن  در گوشه ائی از حركت بایستد و برای خود مردابی از آب درست كنند.  پرواضح استکه دیری نخواهد گذشت که این آب ایستای جمع شده در گودال خواهد گندید  و شاید بهتر آن باشد که بگوئیم  این  قدرت اهدائی از طرف حاكمیت سیاسی فتنه  برای رفرمیسم  مانند لقمه ای خواهد بود که  در گلوی او گیر خواهد كرد و او را زمین گیر خواهد ساخت چراکه قدرت اهدائی به او از طرف حاكمیت برای سكوت و تسلیم است نه ریزش قدرت در عرصه قیام توده ها و بدلیل اینکه  این قدرت اهدائی  یك قدرتی نیست که آن جریان رفرمیسم توانسته باشد برمبنای پراتیك اجتماعی تاریخی خود جهت اعتلای دمكراتیك مردم حاصل كرده باشد و توسط واسطه گری و دلالی با بالائیها حاصل كرده  است لذا برای رفرمیسیم مانند  چیدن یك میوه كال خواهد بود که نمی تواند بخورد و نه می تواند جهت استفاده در اختیار دیگران قرار دهد.  ماحصل اینکه   هر گونه حركتی از بالا تحت هر عنوانی که صورت بگیرد بخاطر اینکه در غیبت توده ها صورت می گیرد محصولش نصیب همان بالائیها خواهد شد چراکه اصلا بذر رفرمیسم در زمین دیگران كاشته شده است نه در زمین خودی.  و رفرمیسم  در زمین  غیر در حال كشاورزی است نه در زمین خودش. سخن به اینجا که میرسد امام یكمرتبه پرده تحلیل سیاسی و بحث تئوریك خود را كنار میزند و بصورت عریان از موضع گیری خود در برابر جریان كودتاگرایانه انتقال غیر دمكراتیك  قدرت سیاسی محمد در شورای سقیفه صحبت می كند:

ادامه خطبه 5- فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى اَلْمُلْكِ وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ اَلْمَوْتِ - اگر در برابر سقیفه قیام كنم خواهند گفت بخاطر سهم خواهی قدرت است و اگر ساكت باشم می گویند بخاطر محافظه كاری و ترس از مرگ است ، ولی وضعیت سیاسی من در این شرایط بعد از مرگ پیامبربسیار حساس است  چراکه از یكطرف نهضت محمد از طرف نیروهای جهانخوار خارجی  از روم گرفته تا ایران و مصرو غیره که همه برای بقاء خود  كمر به نابود كردن اسلام بسته اند، تهدید میشود و از طرف دیگر تضادهای داخلی بخاطر انتقال غاصبانه قدر ت سیاسی محمد  در حال رشد می باشد و درهمین رابطه است که اگر من بخاطر دفاع از نهضت رفیقم محمد وارد كارزار بشوم و با غاصبین  خلافت در بیافتم خواهند گفت که : يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى اَلْمُلْكِ قیام علی بخاطر  سهم خواهی قدرت سیاسی است و اگر هم بخاطر حفظ وحدت مسلمین در برابر خطر بیگانه جهانخوار خارجی سكوت كنم خواهند گفت که سكوت علی بخاطر كنسرواتیسم و محافظه كاری و ترس از مرگ است.

هَيْهَاتَ بَعْدَ اَللَّتَيَّا وَ اَلَّتِي - هیهات بعد از 23 سال آزمایشها و فداكاریها و از جان گذشتگی  که من در خدمت رفیقم محمد انجام دادم،  آیا جائی هم برای اینگونه صحبتها باقی می ماند که بگویند علی محافظه كار شده و زندگی او را زمین گیر كرده است و از مرگ و سختیهای مبارزه می هراسد و دیگر توان مبارزه مثل قبل ندارد.

وَ اَللَّهِ لاَبْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ اَلطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ - بخدا قسم پسر ابی طالب بیش از انس كودك به پستان مادر برای شیر  با مرگ انیس است لذا سكوت من در برابر انتقال غیر دمكراتیك قدرت سیاسی محمد در شورای سقیفه بخاطر ترس از مرگ و محافظه كاری و كنسرواتیسم نیست بلکه :

بَلِ اِنْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لاَضْطَرَبْتُمْ اِضْطِرَابَ اَلْأَرْشِيَةِ فِي اَلطَّوِيِّ اَلْبَعِيدَةِ - بخاطر آن سكوت كردم که اگر شما به عظمت موضوع سكوت من ( که جهت حفظ وحدت مسلمین برای  حفظ اسلام در این شرایط خطیر در برابرخطر نیروهای بیگانه است ) واقف شوید از وحشت آن مانند ریسمان آویزان در چاه عمیق برخود خواهید لرزید.

پایان

 
بنر

نشر مستضعفین در

فیس بوک وب لاگ گوگل وبلاگ نشر

سال دوم - نشریات

اشتراک در خبرنامه


نام:
ايميل:

مقالات مربوطه


شریعتی از سوسیالیسم علمی به ابوذر نرسید بلکه بالعکس، از ابوذر صیقل یافته از زنگارهای تاریخی بود که شریعتی به سوسیالیسم رسید. همچنین شریعتی از ارزش زن بورژوازی به فاطمه دست پیدا نکرد، بلکه بالعکس، شریعتی از فاطمه صیقل یافته از زنگارهای تاریخی بود که به ارزش زن مسلمان پی برد و توسط این ارزشهای زن مسلمان بود، که شریعتی توانست با زن سنتی و زن مدرنیسم مرزبندی کند. همچنین شریعتی از مبانی فلسفی اگزیستانسیالیسم به پارادایم کیس حرّ در صحنه عاشورا دست پیدا نکرد، بلکه بالعکس شریعتی از حرّ صیقل یافته بود که به ارزشهای اگزیستانسیالیستی انسان پی برد وقس علیهذا. ( از مقاله اصلاحات چیست؟ مصلحین کیانند؟ و اصلاح طلبان کدام؟ - بخش آخر ).

تصاویر ماه

a0.jpg a1.jpg p15.jpg p14.jpg a2.jpg p4_1.jpg 000.jpg a212.jpg p20.jpg a21.jpg p6.jpg
English Arabic French Persian

لیست مقالات