11 اردیبهشت اول ماه مه روز جهانی کارگر بر کارگران ایران مبارک باد
پیش بسوی شناخت جنبش کارگری ایران
- چه نیازی به شناخت جنبش کارگری ایران داریم:
الف - جنبش کارگری در نظام سرمایه داری معیار و شاخص جنبش عدالتخواهانه بشر می باشد.
ب - در میان جنبش های سه گانه تاریخ بشریت یعنی
- جنبش های عدالتخواهانه
- جنبش های رهائی بخش یا آزادی طلبانه
- جنبش های آگاهی بخش
قدیمی ترین جنبش بشر بازگشت پیدا می كند به جنبش های عدالتخواهانه چرا كه محوری ترین خواسته بشر در عرصه جنبش عدالتخواهانه نفی استثمار طبقه از طبقه ( استثمار) یا نفی استثمار طبقه از ملت (استعمار) بوده است كه بخاطر اینكه آغاز تاریخ بشر با استثمار و مبارزه طبقاتی بوده است لذا مبارزه عدالتخواهانه بشر در بستر تاریخ بعنوان یک پایه ثابت جنبش تاریخی بشر مطرح بوده است و اگرچه اشکال این جنبش در بستر زمان به موازات تغییر شکل تولید (كه شامل روابط تولید و ابزار تولید و بازوی تولید می باشد ) صورت مختلفی به خود گرفته است ولی جوهر این جنبش طبقاتی بشر كه صورتی ضد استثماری داشته است تغییر نکرده است.
ج - موضوع جنبش عدالتخواهانه بشر مبارزه طبقاتی انسان از آغاز پیدایش تاریخ تاکنون می باشد كه با شکل گیری پدیده مالکیت و استثمار فرد از فرد بر مبنای خصلت استخدام طلبی انسان و توسط زور در امت واحد یا جامعه بدوی انسان به پیدایش طبقه و در نتیجه شروع تاریخ بشر انجامید طبقاتی شدن جامعه اولیه انسان باعث گردید تا جامعه برخوردار غیر طبقاتی اولیه را بدل به دو طبقه بکند یکی طبقه حاکم برخوردار و دیگر طبقه محکوم استثمار شده.
د - سلطه كه موضوع جنبش رهائی بخش یا آزادی طلبانه بشر در عرصه تاریخ مبارزه طبقاتی بشر می باشد پدیده ای است كه در پروسه تكوین تاریخی مبارزه طبقاتی بشر صورتی موخر بر پیدایش مالكیت و طبقه و استثمار داشته است چرا كه اگرچه زور فردی و قدرت استخدام طلبی فردی انسان در آغاز تاریخ بشر باعث پیدایش پدیده مالكیت و استثمار و بهره كشی فرد از فرد دیگر شد ولی این موضوع در عرصه اجتماعی پروسه ای كاملا عكس پروسه فرد از فرد داشته است زیرا در پیدایش استثمار در جامعه بدوی و غیر تاریخی بشر بخاطر اینكه استثمار در آغاز جنبه فردی داشته است و بصورت فرد از فرد انجام می گرفته است عامل اولیه آن زور فردی بر مبنای پتانسیل استخدام طلبی بشر بود ولی پس از اینكه استثمار بر پایه این حركت فردی انسان شکل گرفت با توسعه فیزیكی و افزایش آماری استثمار كنندگان و استثمار شوندگان افراد بدل به طبقه شدند كه با طبقاتی شدن جامعه كه خود موتور محركه پیدایش تاریخ گردید مكانیزم پیدایش سلطه در جامعه بر خلاف صورت فردی كه تقدم زمانی داشت بر استثمار در جامعه موضوع سلطه طبقه بر طبقه ( استبداد یا زور ) یا طبقه بر ملت ( استعمار ) دیگر صورتی موخر بر استثمار پیدا كرد و علت این موضوع در ان بود كه طبقه حاكم توسط سلطه بر طبقه یا ملت دیگر سعی میكرد تا بستر هر چه بیشتر بهره كشی و استثمار ان طبقه یا ان ملت فراهم سازد ( بعبارت دیگر در بستر مبارزه طبقاتی تاریخ بشر استثمار عامل پیدایش استبداد و استعمار بوده است نه بلعكس زیرا طبقه استثمار كننده توسط استبداد یا سلطه داخلی و استعمار یا سلطه خارجی سعی میكرده تا زمینه یا بستر هرچه بیشتر استثمار فراهم كند ) و لذا در همین رابطه بوده استكه كه بخاطر حاكمیت سلطه چه در صورت داخلی آن ( استبداد ) و چه در صورت خارجی آن ( استعمار ) مبارزه عدالتخواهانه بشر در بستر تاریخ مبارزه طبقاتی از صورت عریان ضد استثماری و ضد بهره كشی بصورت غیر علنی و در پوشش مبارزات مذهبی یا قومی یا نژادی و ... ظاهر شده است كه تمامی این اشکال مبارزات اجتماعی از جوهر واحدی برخوردار بودند كه ان جوهر واحد مبارزه عدالتخواهانه یا ضد استثماری بشر بوده است البته این نكته را نباید از نظر دور داشت كه آنزمانی كه مبارزه عدالتخواهانه بشر از صورت مستقیم بصورت غیر مستقیم درآمد پوششهای قومی - نژادی و مذهبی بر تن مبارزات طبقاتی بشر گاها عامل انحراف تاریخ مبارزه طبقاتی بشر گردید و طبقات حاكم با سوء استفاده از این پوششها سعی میكردند تا با انحراف محتوای پوششهای فوق مبارزه طبقاتی طبقه محكوم را در استخدام طبقه حاكم خود درآورند كه برای درك این موضوع كافی استكه نقش صفویه در انحراف شیعه و نقش طاهریان و سامانیان و..در انحراف مبارزات قومی و ملی نقش فاشیسم و نازیسم در انحراف مبارزه نژاد پرستانه ملت آلمان و... در این راستا بررسی گردد پس آنچه تا اینجا مشخص شد عبارت است از اینكه:
اولا: تكوین و پیدایش پدیده استثمار در جامعه ماقبل تاریخ بشری بدواً صورت فردی داشته است بعد اجتماعی شده است.
ثانیا: عامل پیدایش استثمار در مرحله فردی قدرت استخدام طلبی انسان بوده است كه بصورت بر تری زور فردی مادیت پیدا كرده است.
ثالثا: با پیدایش استثمار در جامعه بی طبقه اولیه رفته رفته این پدیده رشد فیزیكی و آماری كرد كه با رشد كمی این پدیده زمینه پیدایش طبقه در جامعه بی طبقه اولیه گردید كه حاصل آن استحاله جامعه از صورت امت واحد اولیه به جامعه طبقاتی مشتمل بر دو طبقه استثمار كننده و استثمار شونده گردید.
رابعا: با پیدایش طبقه بر مبنای استثمار جدای از اینكه استثمار صورت اجتماعی پیدا كرد عاملی شد تا جامعه انسان وارد مرحله تاریخی شود كه موتور این تاریخ مبارزه طبقاتی بین دو طبقه مستثمر و مستثمر بود.
خامسا: طبقاتی شدن جامعه غیر از اینكه باعث پیدایش تاریخ برمبنای مبارزه طبقاتی شد پدیده دیگری نیز با خود بهمراه آورد كه آن پدیده، پدیده سلطه در عرصه جامعه بود كه زمینه ساز استثمار اجتماعی بوده است
سادسا: پدیده سلطه در عرصه اجتماعی در دو شكل سلطه طبقه بر طبقه و سلطه طبقه بر ملت مادیت پیدا كرد كه نتیجه ان دو مولفه ای شدن مبارزه طبقاتی بشر بود. مولفه اول مبارزه عدالتخواهانه بشر بود كه مبارزه ای بر علیه استثمار طبقه بر طبقه و استثمار طبقه بر ملت بود مولفه دوم مبارزه رهائیبخش یا آزادی طلبانه یا آزادیبخش انسان بود كه زمینه نفی سلطه طبقه بر طبقه یا طبقه بر ملت میكرد طبیعی استكه در بستر تاریخی مبارزه عدالت طلبانه بشر كه جوهر ضد استثماری داشته است مقدم بر مبارزه رهائیبخش یا آزادی طلبانه بشر داشته است ولی بخاطر اینكه بموازات رشد جامعه بشری مبارزه عدالت خواهانه بشر پروسه پیچیده شدن طی كرده است این پروسه پیچیده گی باعث گردید كه مبارزه عدالت خواهانه انسان تحت تاثیر مبارزه آزادی طلبانه و مبارزه آگاهی بخش انسان قرار گیرد لذا تقدم و تاخر مبارزه عدالتخواهانه انسان نسبت به مبارزه آزادی طلبانه و مبارزه آگاهی بخش او بخاطر پیچیده گی پروسه مبارزه و تاریخی شدن اصل موضوع مبارزه طبقاتی بوده است و این تغیر آرایش به هیچ وجه در جوهر واحد مبارزات فوق تاریخ بشر كه همان مبارزه عدالت طلبانه و ضد استثماری می باشد ایجاد نمی كند.
ه - البته جدای از اینكه تاریخی شدن اصل مبارزه طبقاتی باعث شكل گیری مولفه های سه گانه مبارزه یعنی مبارزه عدالت طلبانه و آزادی خواهانه و آگاهی بخش گردید خود مبارزه عدالتخواهانه بشر اشكال مختلفی بخود گرفت كه اشكال جنبش عدالت خواهانه بشر در بستر تاریخ مبارزه طبقاتی بر حسب شكل تولید كه شامل روابط تولید و ابزار تولید و بازوی تولید می باشد صورت یافته است كه در این رابطه می توان اشكال جنبش عدالتخواهانه بشر در بستر تاریخ بدو شكل بزرگ تقسیم كرد اول - جنبش فردی یا گروهی عدالتخواهانه انسان. دوم - جنبش جهانی یا طبقه ای عدالتخواهانه بشر می باشد كه در این راستا می توانیم با توجه به خود ویژگیهای روانشناسی طبقاتی دوران سرواژی و فئودالیته یا فئودالیسم را دوران جنبشهای فردی یا گروهی یا قومی عدالتخواهانه بشر بنامیم چرا كه سرو و رعیت در دوران سرواژی و فئودالیته بخاطر پیوندی كه بلحاظ شكل تولید به زمین داشت و بخاطر اینكه بیش از 60% موفقیت اقتصادی و تولید ی او به آسمان پیوند داشته است و بخاطر اینكه ابزار تولید و بازوی تولید در این مرحله تاریخی صورتی مكانیكی و اولیه داشته است اینهمه باعث گردیده تا رعیت و سرو روانشناسی فردی داشته باشد كه حاصل این موضوع باعث شد تا جنبش عدالتخواهانه سرو و رعیت در بستر مبارزه طبقاتی ضد سرواژی یا ضد ارباب و رعیتی و ضد فئودالی یا صورت مكانیكی و فردی و گروهی نه طبقه ای داشته باشد یا اگر صورت گسترده و فراگیر داشته است در صورت و پوشش مبارزات مذهبی و قومی و ملی و قبیله ای و نژادی تجلی كند كه حاصل آن آنچنانكه گفته شد انحراف مبارزه طبقاتی توده ها بوده است چرا كه حاصل ان پوششها ی مذهبی و قومی و نژادی و... باعث شد كه بعلت تحریف آنها توسط طبقه حاكم مبارزه از صورت عینی و ابژكتیویته ان كه مبارزه طبقاتی بوده است صورت سبژكتیویته و ذهنی و موهومی بخود گیرد و مبارزه طبقاتی بخاطر این انحراف برای مدتی تعطیل شود تبلیغات بنی عباس جهت گسترش فلسفه و حكمت ارسطوئی و سیاست زدائی كردن یا دپلیزه كردن توده ه ها همگی در این راستا قابل توجیه و تفسیر می باشد كه ماحصل همه اینها این شد كه جنبش عدالتخواهانه طبقه محروم در دوران ارباب رعیتی و سرواژی نتواند چندان گسترش یابد.
و- در دوره برده داری بخاطر اینكه برده داری در عرصه پراتیك اقتصادی بشر تاریخی بگستردگی همه تاریخ بشر یعنی از آغاز پیدایش طبقه كه حدود 6 قرن قبل از میلاد می باشد تا نیمه دوم قرن نوزدهم یعنی حدود دو هزار ششصد سال این لكه ننگ برده داری بر پیشانی تاریخ بشر عرض اندام میكرده است در نتیجه مانند نظام ارباب رعیتی و سرواژی از مشخصه واحد روانشناسی طبقاتی برخوردار نبوده است چرا كه در نظامهای مختلف شكل تولید بشر از برده داری تا سرمایه داری بصورت ابزار تولید و نیروی كار ارزان مورد بهره كشی بوده است و همین امر باعث گردیده تا جنبش عدالتخواهانه برده ها از قیام اسپارتاكوس تا مبارزات ضد آپارتاید جنسی سیاه پوستان افریقا برهبری نلسون ماندلا و امریكا در قرن بیستم بلحاظ شكلی صورتی متفاوت داشته باشد و برده ها (كه در بستر مبارزه طبقاتی از آغاز پیدایش تاریخ كه بر شانه مبارزه طبقاتی استوار بوده ا ست تا نیمه دوم قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم كه بطوری رسمی و اسمی برده داری توسط سرمایه داری جهانی اشباع شده ملغی گردید ) به سه شكل:
اول - برده اقتصادی
دوم - برده جنگی
سوم - برده نژادی
مبارزات طبقاتی و رهائیبخش خود را در اشكال فردی و گروهی و اجتماعی و طبقاتی تغیر داده اند و برعكس مبارزات ضد فئودالی و یا ضد ارباب رعیتی و ضد سرواژی و الغای ان صورت دفعی و مرحله ای داشته است مبارزه ضد برده داری بشر اگرچه در اشكال عدالتخواهانه و رهائی بخش و آزادی طلبانه و ضد آپارتاید و... انجام گرفته است ولی بخاطر نیاز طبقات حاكم در دورانهای مختلف به نیروی كار ارزان این مبارزه نتوانست مانند مبارزه ضد ارباب رعیتی و ضد سرواژی صورتی ساده داشته باشد كه برای درك پیچیده گی مبارزه ضد برده داری كافی است اصلا امضای تائید برده داری جنگی توسط قرآن و محمد مورد آنالیز قراردهیم اگرچه در كشورهای اسلامی و شرق بر خلاف كشورهای غرب و افریقای غیر شمالی كه مسلمان هستند همیشه برده داری بصورت روابط تولید مطرح بوده است ولی همین مساله كه محمد و قرآن نخستین منادی مبارزه آگاهیبخش توحیدی كتاب و قلم مركب و نوشته نتوانست برعلیه این لكه ننگ تاریخ طبقاتی بشریت البته بصورت برده جنگی ان حركت الغائی مقطعی از سر گیرد و بالاخره بصورت مقطعی با بیان قرآن آنرا امضاء كند نشان دهنده پیچیده گی این مبارزه می باشد انچنانكه در زمان خلیفه دوم عمر پس از فتح ایران بطوریكه تاریخ طبری نقل می كند زمانیكه اسیران ایرانی وارد مدینه شدند عمر خلیفه دوم در حضور اسیران ایرانی به مردم عرب نژاد پرستانه ترین و بیشرمانه ترین و ضد انسانی ترین سخنرانی كرد آنزمانی كه به مردم عرب گفت ای ملت عرب به شكرانه پیروزی بر عجم برده های عرب خود را رها كنید و برد های ایرانی صاحب شوید و همین دیدگاه بود كه پس از قتل عمر بدست برده ایرانی ابولولو كه یك مبارزه ضد برده داری و عدالتخواهانه ضد نژاد پرستانه بود فردای مرگ عمر پسر بزرگ عمر عبدالله جهت انتقام و خونخواهی مرگ پدر در كوچه های مدینه براه افتاد و هر ایرانی برده كه پیدا میكرد بدون هیچ گونه محاكمه ای گردن میزد و عثمان همین كه توانست در شورای ساختگی عمر گردونه قدرت را بدست بگیرد پس از 24 ساعت حكومت دستور آزادی عبد الله بن عمر را صادر كرد و شاید یكی از پچیده ترین و پوشیده ترین اشكال مبارزات عدالتخواهانه علی پس از مرگ عثمان در دوران پنج ساله حكومتش مبارزه ضد برده داری و ضد نژاد پرستانه او كه در كادر درخواست محاكمه عبدالله بن عمر بخاطر قتل عام برده های ایرانی كه توسط او در لوای شعار خونخواهی مرگ عمر انجام گرفته بود شد و در همین راستا بود كه امام علی با شعار الحق قدیم لا یبطل عنه شئی خواستار محاكمه و دستگیری عبد الله بن عمر گردید و همین مساله عامل بهم خوردن رابطه او با عبدالله بن عمر و عدم بیعت عبدالله عمر با علی شد و همین شعار عدالتخواهانه و ضد نژاد پرستانه علی بود كه پس از نیل بحكومت عامل گرایش ایرانیان به علی و اهل بیت علی شد بطوریكه حتی امام حسین هم زمانیكه از طرف حر فرمانده ابن زیاد در حصر قرار گرفت تقاضای امام حسین آنچنانكه طبری نقل میكند از حر اجازه حركت بطرف ایران بجای كوفه بود كه حر موافقت نكرد و یا در صلحنامه امام حسن با معاویه یكی از اصولی كه از طرف امام حسن گنجانده شده بود مالیات داراب فارس ایران بود و یا در توطئه ولایتعهدی امام رضا توسط مامون با سواد ترین و پیچیده ترین خلیفه بنی عباس كه برای جلب اعتماد ایرانیان و مردم خراسان بود همان خراسانی كه ابومسلم خراسانی با 600 هزار جنگجوی خراسانی كاخ خلافت را بر سر بنی امیه نژاد پرست ویران كرد و حكومت و خلافت را از آنها گرفت و به بنی عباس داد ز -در باب جنبش عدالتخواهانه بشر در عصر سرمایه داری با توجه به اینكه نظام سرمایه داری بر خلاف روابط تولیدی دیگر صورتی سه مرحله ای داشته است:
اول- نظام بورژوائی
دوم- نظام كاپیتالیسم
سوم - نظام امپریالیستی
- جنبش عدالتخواهانه و مبارزه ضد طبقاتی و رهائی بخش صورت متفاوت داشته است:
- در نظام بورژوائی بخاطر اینكه طبقه سرمایه دار و حاكم طبقه بورژوازی تجاری می باشد بر خلاف نظام كاپیتالیسمی كه طبقه حاكم طبقه بورژوازی تولیدی می باشد و بر خلاف نظام امپریالیستی كه طبقه حاكم طبقه بورژوازی مالی كه همان بانكها هستند می باشد در این مرحله از نظام سرمایه داری بخاطر اینكه سرمایه داری از هر چیز می كوشد كه بعنوان كالا جهت تجارت و سود استفاده كند لذا برده های افریقائی بعنوان یك كالا جهت فروش در بازارهای امریكای شمالی و اروپا مطرح می گردد لذا مبارزه عدالتخواهانه بورژوائی بصورت مبارزه با نظام فئودالیسم و اسكولاستیك قرون وسطی و جنگ با كلیسا مطرح گردید.
- در مرحله كاپیتالیسم یا سرمایه داری صنعتی بخاطر اینكه بزرگترین ره آورد بورژوازی تولیدی بر خلاف مرحله بورژوائی كه دریا نوردی و كشف قاره ها بود در مرحله كاپیتالیسم بزرگترین دست آورد بشر ماشین و انقلاب صنعتی بود كه حاصل ان پیدایش یك طبقه تولید كننده محروم بود بنام پرولتاریا كه این طبقه ماهیت و جایگاهی غیر از طبقه كارگر در مرحله بورژوائی و طبقه رعیت در مرحله فئودالیته یا فئودالیسم در غرب و ارباب رعیتی در شرق و طبقه سرو ها یا سرف ها و طبقه برده داری شده است چرا كه در نظام كاپیتالیستی یا سرمایه داری صنعتی پرولتر در عرصه صنعت و ماشین و كارخانه فقط و فقط بعنوان بازوی تولید بصورت یك برده صنعتی در قبال یك مزد بخور و نمیر برای سرمایه دار كار میكرد و تمامی ابزار تولید و كالا و همه از آن سرمایه دار بوده ا ست و پرولتر كار خود را بصورت كالائی در بازار تولیدی كارخانه در برابر حداقل قیمت و مزد تقدیم بورژوازی میكرد و او با خرید این كالا ( نیروی كار ارزان ) از پرولتر ان كالا را كه همان نیروی كار پرولتر بود در عرصه ماشین و كارخانه استحاله میكرد و با تركیب این كالا (نیروی كار پرولتر ) و مواد اولیه ارزان غارت شده از جهان سوم و كشورهای پیرامونی كالای جدیدی با هزاران برابر كالای اولیه ( نیروی كار پرولتر ) وارد بازار جهانی میكرد و بهمن وار شروع به غارت ارزش اضافی یا سودهای باد آورده میكرد اینجا بود كه استثمار و بهره كشی در عصر نظام سرمایه داری صنعتی بر خلاف نظامهای گذشته صورت اگراندیسمان و نجومی پیدا كرد و همین مساله بود كه بموازات جهانی شدن نظام تولیدی در عصر سرمایه داری صنعتی آنچنانكه ماركس می گفت كه سرمایه داری همه جهان را بر صورت خویش ساخت در نتیجه با جهانی شدن طبقه بورژوازی تولیدی جهانی یك طبقه تولید كننده جهانی هم برای اولین بار پا به عرصه وجود گذاشت بنام طبقه پرولتاریای صنعتی كه حاصل این دگردیسی طبقاتی جهانی پیدایش دو طبقه جهانی بی وطن بنام طبقه بورژوازی و طبقه پرولتاریا شد كه حاصل آن نبرد طبقاتی جهانی بین دو طبقه مستثمر و مستثمر بود كه بطور مشخص از نیمه دوم قرن 19 به اوج خود رسید طبقه ای كه كار میكرد و نمی خورد با طبقه ای كار نمی كرد اما می خورد و بقدری این مبارزه قهر آمیز شد كه كالون كشیش اصلاح طلب و پدر پروتستانیسم اروپا اعلام كرد : كه برای جلوگیری از حاكمیت پرولتاریا بر جهان و اروپا اگر لازم باشد می توان دست به یك كشتاری جهانی پرولتاریا زد و این نخستین اعلام جنگ جهانی بورژوازی برعلیه طبقه جهانی پرولتاریا بود در لوای مذهب و شریعت بود اینجا بود كه نیمه دوم قرن نوزدهم تا پیش از پیدایش جنگ امپیریالیستی جهانی اول در سر آغاز قرن بیستم دوران نبرد پرولتاریا و طبقه بورژوازی می باشد و اوج مبارزه كار و سرمایه یعنی مبارزه جهانی طبقاتی بود.
- در مرحله امپریالیستی كه با جهانی شدن تولید سرمایه داری و با جهانی شدن بازار مصرف جهانی سرمایه داری و پیدایش دو طبقه جهانی پرولتاریا و طبقه بورژوازی جهت از میان بردن رقابت كشنده ماشین سرمایه داری كه پایه تئوری اقتصاد سرمایه داری آدام اسمیت و ریكاردو بود برمبنای پیدایش انحصارات همراه با كارتل ها و تراست ها و تغیر فرمول اقتصادی كالا - پول - كالا ( عصر بورژوائی ) به پول - كالا - پول ( عصر كاپیتالیسم ) و از پول - كالا - پول به پول - پول - پول ( عصر امپریالیسم ) رقابت جهانی امپریالیستها جهت تقسیم بازار جهانی و در نتیجه پیدایش دو جنگ جهانی در عرض بیست سال و نابود شدن میلیونها انسان بیگناه در زیر چرخ نظامی - اقتصادی امپریالیسم جهانی شد.
الف - بنابراین شناخت جنبش کارگری كه از نیمه دوم قرن نوزدهم كه بطور مشخص بورژوازی تولیدی اروپا (كه از قرن 18 با انقلاب كبیر فرانسه در سال 1789 میلادی به عنوان یك طبقه انقلابی در برابر طبقه ارتجاعی فئودال ها و حاكمیت ارتجاعی اسكولاستیك كلیسا به پیروزی رسید ) ماهیتی ضد انقلابی در برابر طبقه جهانی تكوین یافته پرولتاریا پیدا كرده بود شناخت تمام تاریخ مبارزه طبقاتی و حركت عدالت طلبانه انسان می باشد.
ب - شناخت جنبش کارگری لازمه ترسیم استراتژی كوتاه مدت و درازمدت حزب مستضعفین جهت تعین پروسه اقدام عملی سازمانگرایانه حزبی و تعیین پشتوانه استراتژیك حزب مستضعفین می باشد.
ج - شناخت جنبش کارگری در شرایط فعلی تاریخ بشر پی بردن به جوهره ضد استثماری مصداق عینی مستضعفین در شرایط فعلی می باشد.
د - شناخت جنبش کارگری در شرایط فعلی لازمه درك ماهیت ضد سرمایه داری مبارزه عدالتخواهانه می باشد.
ه - شناخت جنبش کارگری در شرایط فعلی تبین كننده استراتژی مبارزه رهائی بخش و آزادی طلبانه و اصلاح طلبانه شرایط جامعه با پیوند و مضمون عدالت طلبانه می باشد.
- 3. جنبش جهانی کارگری و اول ماه مه سال 1886 شیكاگو امریكای شمالی :
الف - پروسه ضد انقلابی شدن بورژوازی انقلابی اروپا و امریكا بموازات گسترش كمی و كیفی طبقه جهانی پرولتر شكل می گرفت.
ب - 82 سال بعد از پیروزی طبقه انقلابی بورژوازی اروپا یعنی انقلاب كبیر فرانسه با تشكیل كمون پاریس در سال 1871 زمانیكه سنگفرش های خیابانهای پاریس از خون كارگران گلگون گردید مشخصا پرچم سفید ضد انقلابی بورژوازی به پائین كشیده شد و پرچم قرمز ابی های طبقه انقلابی پرولتاریای اروپائی در عرصه جهانی به احتزاز در آمد.
ج - شكست كمون پاریس مصادف با پیروزی بورژوازی اروپا و شكست پرولتاریای صنعتی نگردید بلكه بلعكس باعث گسترش تشكیلاتی و تئوریك و مبارزات عینی كارگران در عرصه جهانی شد.
د - پیدایش اتحادیه های جهانی یا انترناسیونالهای کارگری و رشد و پیدایش مكتبهای سوسیالیستی در نیمه دوم قرن نوزدهم از پرودن گرفته تا سن و سیمون و فوریه و بالاخره ماركسیسم علمی تحت هدایتگری ماركس و انگلس و همچنین رشد اعتصابات و خواسته های کارگری و شكوفا شدن مبارزات کارگری در تمامی كشورهای صنعتی همه و همه دال بر رشد مبارزات طبقاتی در نیمه دوم قرن 19 داشت.
ه - رشد سرمایه داری در امریكای شمالی پس از پایان جنگ داخلی امریكای شمالی و پیروزی بورژوازی تولیدی یا كاپیتالیسم شمال بر نظام زمینداری جنوب و لغو نظام برده داری در امریكا مصادف با توسعه همه جانبه سرمایه داری صنعتی در امریكا شد كه حاصل ان رشد غول آسای و كمی طبقه كارگر صنعتی در امریكا شد كه با توجه به ماهیت ضد انقلابی و بهره كشانه سرمایه داری استثمار وحشتناك طبقه پرولتاریا امریكا گردید همین امر باعث شد كه مبارزات طبقاتی تحت رهبری پرولتاریای صنعتی در امریكا رشد روز افزونی پیدا كند كه با توجه بجایگاه شهر شیكاگو بعنوان قطب صنعتی امریكا در نیمه دوم قرن بیستم مبارزات طبقاتی در این شهر نسبت به ایالتها و شهرهای دیگر امریكا از جایگاه ویژ ه ای بر خودار بود.
و- در همین راستا بود كه در سال 1886 مبارزات كارگران شهر شیكاگو تجلی و نمایش دهنده تمامی مبارزات كارگران امریكا بود.
ز - در روز شنبه اول ماه مه سال 1886 قرار بود كه در ادامه مبارزات و اعتصابات کارگری كه در كل شهرهای صنعتی امریكای شمالی در جریان بود كارگران شیكاگو تظاهرات و میتنگ و سخنرانی در میدان هی ماركت در قلب شیكاگو در ساعت 5/8 صبح داشته باشند.
ح – بهمین خاطر بود كه تجمع در ساعت معین در میدان هی ماركت شیكاگو تشكیل شد و شعارهائی كه بر روی پلا كاردهای كارگران نوشته شده بود همگی شعار های صنفی و خواسته های اولیه بود مثل 8 ساعت كار روزانه یا یك روز تعطیلی در هفته یا جلوگیری از اخراج كارگران یا مزد مساوی برای كار مساوی و.....كه تجمع در ساعت مقرر یعنی 5/8 صبح با شركت بیش از 100 هزار نفر پرولتاریای صنعتی انجام گرفت كه در ان 11 نفر از رهبران پرولتاریا سخنرانی كردندو از منافع صنفی كارگران دفاع نمودند.
ط - در ساعت 11 صبح پس از آنكه سخنرانیها پایان یافت و جلسه تمام گردید كارگران كوشیدند كه بطرف خیابان میشگان در همان شهر شیكاگو راه پیمائی كنند حدود ساعت 5/11 صبح بود كه راه پیمایان در مسیر خیابان میشگان به خیابان نهم رسیدند كه بمحض رسیدند به اول خیابان نهم تیر اندازی به راه پیمایان از زمین و آسمان از پشت بامها تا پلیس درون خیابان صورت گرفت كه حاصل آن كشته شدن دهها كارگر و زخمی شدن صدها نفر و دستگیری صدها تن از كارگران از جمله رهبران كارگران بود.
ی - یكسال بعد یعنی در 11 نوامبر سال 1887 رهبر كارگران البرت پارسونز و سه رهبر دیگر كارگران توسط بورژوازی و نماینده سیاسی او به دار آویخته شدند.
ك - از سال 1889 سه سال بعد از طرف اتحادیه بین المللی كار روز اول ماه مه بعنوان روز جهانی كارگران شناخته شد كه پیشنهاد فوق در كنگره دوم انترناسیونال پذیرفته شد و لذا در همین رابطه استكه مدت 120سال استكه تمامی كارگران جهان در این روز ضمن بر پائی جشن و شادی یاد ان شهیدان را گرامی میدارند و سعی می كنند با شركت خود در این جشن سراسری و حدت و یكپارچی ارتش كار جهانی در برابر بورژوازی به نمایش گذارند ما هم این روز را به تمامی كارگران جهان و بخصوص كارگران ایران تبریك می گوئیم.
- 4. تاریخ جنبش کارگری ایران :
الف - پروسه تكوین طبقه پرولتاریای صنعتی ایران ریشه در پروسه استحاله ساختار اقتصادی و شكل تولید و روابط تولیدی ایران دارد.
ب - اگرچه پروسه استحاله ساختار اقتصادی و شكل تولید در تاریخ سرمایه داری كشور مانند اروپا نبوده است ولی بطور مشخص پروسه تكوین و پیدایش سرمایه داری در كشور ما سه دوره مختلف طی كرده است كه عبارتند:
اول - مرحله بورژوائی.
دوم - مرحله -سرمایه داری تولیدی.
سوم - مرحله بورژوازی كمپردور یا وابسته.
ج - آغاز تاریخ پیدایش مناسبات بورژوائی ایران باز گشت پیدا می كند به دوران صفویه (كه بورژوازی تجاری ایران بموازات رشد تضاد صفویه با عثمانی و پیوند نظامی صفویه با انگلیس جهت انتقام از شكست چالدران و جنگ شاه عباس با پرتغالیها و دفع پرتغالیها رقیب امپریالیستی انگلیس از جنوب ایران و بالاخره ورود برادران شرلی بعنوان نماینده دولت انگلیس به ایران پروسه پیدایش و رشد خود را از سر گرفت.
د - دوران صفویه بخاطر اینكه مصادف با قرن 17 اروپا و دوران اعتلای بورژوازی تجاری و كشورگشائی اروپا می باشد قرار گرفتن ایران در مسیر راه ابریشم و راه ادویه و تجارت سودآور كمپانی هند شرقی كه بر غارت هندوستان استوار بود همه باعث گردید تا بورژوازی تجاری جهانخوار اروپا كه در راس آن بورژوازی تجاری انگلیس قرار داشت به بورژوازی تجاری تازه به دوران رسیده ایران به چشم سر پل انتقال كالاهای تجاری از هند به اروپا و از اروپا به هند نگاه كند و همین امر بود كه نطفه اولیه بورژوازی تجاری كشور ما از آغاز بصورت واسطه گی خارجی بسته شد و نیاز بورژوازی تجاری ما را از تولید روستای داخلی قطع كرد و به كالا خارجی پیوند داد كه حاصل آن عدم شكل گیری پروسه تكوین سرمایه ملی و عدم پیوند سرمایه تجاری ما به روستا های كشور بود كه این انحراف ساختاری دلیل اصلی انحراف شكل گیری بورژوازی تولیدی و صنعتی ما بعد از پیدایش نفت در ایران و رفرم اقتصادی 6 بهمن سال 42 پهلوی گردید.
ه - بنابراین پیوند سرمایه تجاری ایران بجای پیوند به اقتصاد كشاورزی به سرمایه تجاری اروپا و انگلیس اولین انحراف در پروسه تكوین سرمایه داری در جامعه ما شد و همین انحراف ساختاری باعث گردید كه پروسه پیدایش و رشد سرمایه تجاری در جامعه ما نتواند مانند اروپا زمینه ساز مرحله طبیعی انتقال از بورژوازی تجاری به بورژوازی تولیدی و صنعتی باشد و حاصل ان عدم پیوند بورژوازی صنعتی ما به سرمایه های بورژوازی تجاری و عدم پیوند سرمایه های تجاری ما به اقتصاد كشاورزی و عدم پیوند شهر و روستا بود زیرا اگر پروسه پیدایش و شكل گیری و رشد سرمایه داری از مرحله بورژوائی تا مرحله سرمایه داری صنعتی مانند اروپا شكل می گرفت باید آنچنانكه ماركس می گوید می بایست سرمایه تجاری اولیه ما در دوران صفویه از سر ریز شدن ثروتهای مازاد كشاورزی روستاهای ما شكل می گرفت و پس از تكوین سرمایه تجاری اولیه همین سرمایه تجاری باید بصورت سرمایه اولیه جهت تكوین بورژوازی تولیدی و صنعتی در ایران می شد كه چنین نشد در نتیجه عدم پیوند سرمایه تجاری ما به به اقتصاد كشاورزی و عدم پیوند سرمایه بورژوازی صنعتی و تولیدی ما به سرمایه تجاری باعث شد كه سرمایه داری ایران از یك رشد طبیعی و موزون برخوردار نباشد و بورژوازی ملی نتواند نه در شكل تجاری و نه در شكل تولیدی در ایران بوجود آید.
و - وجود گسل های بین سرمایه ای فوق باعث گردید تا ناف سرمایه بورژوازی تولیدی ما كه بستر پیدایش طبقه پرولتاریای صنعتی ما بوده است بجای وصل به سرمایه های تجاری به تانكرهای نفت و چاههای نفت خوزستان وصل باشد یعنی آنچنانكه پیدایش سرمایه تجاری ما به ورود برادران شرلی و جنگ شاه عباس با پرتغالیها و انتقام شكست شاه اسماعیل در چالدران و سر پل اتصال اروپا با هند وصل بود تكوین سرمایه بورژوازی صنعتی ما هم به ورود برادر دارسی و چاههای نفت خوزستان وصل گردید كه حاصل این گسل ها بیگانگی اقتصادی شهر و روستا و كشاورزی و تجاری و صنعتی و تجاری و عدم شكل گیری بورژوازی ملی و پیدایش سرمایه داری كمپرادور و استحاله دستوری روابط تولید بجای استحاله سرمایه ای و پیوند اقتصاد به دولتها بجای پیوند اقتصاد ما به طبقه ها گردید.
ز - انقلاب مشروطیت ما آنچنانكه در بافت طبقاتی مجلس اول هویدا می باشد كشاكش دو طبقه زمیندار روستائی و بورژوای تجاری شهری با دولت می باشد كه بالاخره پس از كشاكش های متوالی به تقسیم قدرت تن میدهند و این نمایش انقلاب بورژوا دمكراتیك جامعه ما بود.
ح - قدرت اقتصادی دولتها در كشور ما بر خلاف اروپا بجای پیوند با طبقه مثل دوره ساسانی قبل از پیوند به چاههای نفت به اقتصاد غارت غنیمتی وصل بود كه در این راستا پایه اصلی قدرت دولتی ایل ها بودند كه در آغاز از بیرون مرزها حمله میكردند اما بعدا با تقویت ایل های درونی مثل ایل شاهسون در عصر صفوی یا ایل افشاریه در عصر افشاریه و ایل قاجار در عصر قاجاریه و..جای ایلهای برون مرزی مثل ایل مغول یا ایل سلجوقیه و ایل غز و ... گرفتند و سكان اقتصادی همه اینها بجای طبقه حاكم شهر و روستا غارت و غنیمت استوار بود مثل نادر شاه كه تمام كشاورزان روستای ما را جمع میكرد و بطرف هند میرفت و بعد پس از جنگها و كشت و كشتار طلاهای كوه نور و دریای نور و ... كشور هند بار میكرد و به كلات نادری می آورد و چند روزی با آن آشپزخانه حكومت خود را گرم نگه میداشت و... كه حاصل همه این مكانیزمها دوری دولت از طبقه در كشور ایران و پیدایش اقتصاد دستوری بجای اقتصاد طبیعی بود كه در یك نگه كلی تكیه گاه دولتها در ایران بجز دوران ساسانی كه بر طبقه حاكم یعنی زمینداران تكیه داشت در بقیه مراحل یا بر غارت و غنیمت استوار بود ه است یا بر چاههای نفت و همین موضوع باعث گردید كه دولتها هیچ وقت در ایران بعنوان نماینده سیاسی طبقه حاكم ایران نباشد و همین عامل انحراف پروسه اقتصادی جامعه ما بوده است بخاطر همین عامل بوده است كه باعث شد كه دولتهای غربی جهت فراهم كردن بستر غارت در این كشور بجای تقویت طبقه های حاكم و ساختار اقتصادی به تقویت و تكوین دولتهای متمركز و مقتدر بپردازند كه اخرین انها رضا خان میر پنج بود كه در دوران افول حكومت قاجاریه توسط حكومت انگلیس شكل گرفت.
ط - نطفه اول پرولتریای صنعتی كشور ما با تاسیس پالایشگاه نفت ابادان در سال 1912 میلادی یا 1290 شمسی یعنی پنج سال بعد از انقلاب مشروطیت ( 13 مرداد 1285 به فرمان مظفر الدین شاه ) و 9 سال قبل از كودتای رضاخان و دو سال قبل از جنگ جهانی اول و پیدایش پدیده امپریالیسیم مالی -اقتصادی در غرب آغاز میگردد.
ی - اگرچه تا قبل از ان بافت کارگری در جامعه اقتصادی كشور ما مانند كارگران چاپ وجود داشته است ولی تولد و تكوین پرولتاریای صنعتی ما بازگشت پیدا می كند به صنعت نفت و بعد از ان صنعت شیلات كه این دو پایه عامل شكل گیری طبقه پرولتاریای صنعتی در كشور ما شدند كه این زمان دقیقا مصادف با اوج مبارزات تشكیلاتی صنفی -سیاسی طبقه پرولتاریای كشورهای سرمایه داری هست در همین راستا بود كه با تشدید فشارهای اقتصادی توسط شركت نفت انگلیس بر پرولتاریای صنعتی كشور ما نطفه جنبش کارگری از آغاز پیدایش طبقه پرولتاریا به استان خوزستان متصل گردید و باز بهمین خاطر بود كه نخستین تشكیلات پرولتری ما تحت عنوان شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای در سال 1299در زمان وثوق االدوله به رسمیت شناخته شد این شورا كه 30 نفر عضو داشت از نمایندگان 15 اتحادیه تهران كه شامل اتحادیه چاپخانه ها، اتحادیه نانواها و اتحادیه خبازها، اتحادیه قنادها و اتحادیه بزازها و ... شكل گرفت اگرچه این اتحادیه تا سال 1304 فعالیت علنی داشت و در سال 1304 سال تاج گذاری رضاشاه فعالیت این اتحادیه ممنوع گردید در مدت این چهار سال فعالیت این شورا فقط جنبه صنفی داشت و تلاش میكرد تا با طرح نخستین خواسته های صنفی كارگران زمینه پیدایش و تصویب یك قانون كار فراهم سازد كه با فشار رضا خان غیر ممكن شد.
ک - تشكیل شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای كه نمایندگان اتحادیه های صنفی شهر تهران بود نخستین تجربه تشكیلاتی كارگران غیر صنعتی بود كه بعنوان پشتیبان طبیعی پرولتاریای صنعتی ایران شكل گرفت.
ل - اگرچه فعالیت شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای مانند فعالیت سندیكای كارگران نفت خوزستان كه نخستین تشكیلات صنفی پرولتاریای صنعتی ایران بود نتوانست بسرعت فازهای صنفی سیاسی پشت سر بگذارد و وارد اعتصابات کارگری و اعتلای خواسته های كارگران گردد ولی در كادر همان پیشبرد خواسته های صنفی كه عبارت بود از تنظیم و تصویب قانون كار حتی پس از ممنوع شدن فعالیت علنی توسط رضاخان به فعالیت غیر علنی خود ادامه داد و توانست موفقیت هائی بدست آورد و در همین راستا بود كه شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای توانست در سال 1323 یعنی سه سال بعد از تبعید رضاخان نخستین قانون كار در چهاردهمین دوره مجلس به بحث بگذارد كه بخاطر اكثریت ارتجاعی نمایندگان مجلس چهاردهم قانون كار پیشنهادی شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای رای نیاورد و در سال 1325 در مجلس پانزدهم به خاطر حمایت ملیون تحت رهبری مصدق نخستین قانون كار كشور به تصویب رسید و برای اولین بار كارگران كشور دارای نظام حقوقی شدن كه توسط ان می توانستند در برابر بورژوازی حاكم بصورت حقوقی -صنفی از منافع خود دفاع كنند اصول محوری قانون كار مصوبه خرداد ماه سال 1325 عبارت بودند از:
1- 8 ساعت كار روزانه.
2- دو هفته مرخصی در سال با استفاده از حقوق.
3- 6هفته مرخصی زایمان برای زنان كارگر.
4- منع كار برای كودكان زیر 12 سال.
5- تامین بیمه اجتماعی برای كارگران.
6- حداقل حقوق روزانه 40 ریال برای كارگران نفت جنوب و 30 ریال برای كارگران دیگر مناطق ایران.
7- یكروز مرخصی هفتگی و....
م - تشكیل و فعالیت شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای از سال 1299 تا سال 1325 سال تصویب نخستین قانون كار و نظام حقوقی كارگران یك موضوع را ثابت كرد و ان اینكه در مرحله اول جنبش کارگری ایران كه از سال 1299 تا سال 1325 می باشد اگرچه جنبش پرولتاریای صنعتی نفت جنوب ایران دارای فعالیت صنفی و سیاسی هستند اما نقش هژمونی جنبش کارگری در دست جناح کارگری جنبش کارگری می باشد كه تحت لوای شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای( اتحادیه های پانزده گانه تهران ) فعالیت میكردند.
ن - از سال 1325 به بعد (پس از طرح شعار ملی شدن صنعت نفت از طرف دكتر محمد مصدق و سیاسی شدن شرایط اجتماعی و پایان جنگ جهانی دوم و رشد جنبش های رهائی بخش در عرصه كشورهای تحت سلطه و گسترش صنایع داخلی و رشد فعالیت تشكیلاتی حزب توده مرحله دوم جنبش کارگری كه همراه با اعتلای جنبش پرولتاریای صنعتی بود آغاز شد در همین راستا بود كه بزرگترین سندیكای پرولتاریای صنعتی كشور تحت عنوان سندیكای كارگران جنوب در سال 1325 تشكیل شد و در همین سال 1325 بود كه سندیكای كارگران نفت جنوب به شورای مركزی اتحادیه های حرفه ای تهران پیوستند و باز در همین سال است كه بزرگترین اعتصاب كارگران صنعت نفت كه بیش از 100 هزار نفر پرولتاریای صنعتی نفت جنوب دخالت داشتند برعلیه شركت نفت انگلیس انجام گرفت ) دومین مرحله جنبش کارگری ایران كه هژمونی آن برعكس مرحله اول ( 1299 تا 1325 - كه در دست جناح کارگری جنبش کارگری بود) در دست جناح پرولتری طبقه كارگران قرار گرفت و لی نكته ای كه در این مرحله از پروسه جنبش قابل توجه بود اینكه با عنایت به اینكه تشكیلات جنبش پرولتری ایران (بر عكس اروپا بخاطر بحرانهای ساختاری كه فوقا مطرح گردید) از پتانسیل لازم جهت هدایتگری برخوردار نبود در نتیجه باعث شد تا تشكیلات حزب توده بعنوان جریان چپ كه از طرف بلوك شرق قدرت فاتح جنگ دوم جهانی حمایت می شد در تشكیلات کارگری نفوذ و دخالت كند و سكان هدایتگری تشكیلات کارگری ایران در د ست گیرد كه حاصل ان چپ رویهای كودكانه ای بود كه بخصوص در مقابل نهضت مقاومت ملی مصدق مرتكب شد كه حاصل همه اینها قرار گرفتن جنبش کارگری ایران در خدمت سیاستهای انحرافی حزب توده ایران بود ن -ملی شدن صنعت نفت تحت رهبری دكتر محمد مصدق بزرگترین دستآورد جنبش کارگری در مرحله دوم بود كه با حمایت پرولتاریای صنعتی ایران انجام گرفت.
ع – مرحله دوم جنبش کارگری با كودتای 28 مرداد به پایان رسید و جنبش کارگری پس از حاكمیت اختناق حكومت كودتا و متلاشی شدن تشكیلات داخلی حزب توده و سرنگونی حكومت ملی دكتر مصدق تا سال 1342تحت سلطه رژیم اختناق مرحله سوم حركت خود را از سر گذارنید كه در این مرحله جنبش کارگری ایران سعی كرد كه از مرحله در خود و مرحله برای غیر خارج شود و مرحله برای خود از سرگیرد كه حاصل ان انجام اعتراضات و اعتصابات پراكنده کارگری از اعتصابات كارگران شركت نفت تا اعتصابات كارگران كوره های آجرپزی ورامین و نیروهای خدمات شهری و اتوبوس واحد و... همه در همین راستا بود كه در6 بهمن سال 1342 رژیم كودتا تلاش كرد تا با رفرم 6 ماده ای كه كارگران را در سود كارخانه ها سهیم میكرد حركتهای ضد انگیز های جهت آمبورژوا كردن كارگران با تاسی از سیاستهای طبقه حاكم بورژوازی غربی فراهم سازد كه این سیاست رژیم هم نتوانست جنبش کارگری ایران خاموش كند در نتیجه جنبش کارگری در مرحله چهارم حركت خود كه تا سال 57 ادامه داشت به اعتصابات خود اگرچه پیوسته از طرف رژیم بخشونت كشیده می شد ادامه می داد كه از مهترین این اعتصابات اعتصاب سه روزه جهان چیت كرج بود كه با شركت 1500 كارگر جهان چیت در اردیبهشت سال 1350 انجام گرفت كه گرچه خواسته كارگران در این اعتصاب جنبه صنفی داشت ولی با حمایت دولت و ژاندارمری از فاتح مالك كارخانه جهان چیت این اعتصاب كه در روز سوم به راه پیمائی بطرف تهران كشیده شده بود در محل كارونسرای سنگی به خاك و خون كشیده شد و بیش از 100 نفر از كارگران كشته و زخمی شدند.
س - اعتصابات کارگری در مرحله چهارم اگرچه صورتی ناپیوسته با خواسته های صنفی انجام میگرفت ولی این جنبش بهر شكل بود ادامه داشت تا اینكه در سال 57 پس از شروع نهضت ضد استبدادی مردم ایران جنبش کارگری ایران وارد پنجمین مرحله حركت خود شد كه نتیجه ان اولا فراگیر بودن سراسری جنبش کارگری در این مرحله بود بطوریكه كارگاه یا كارخانه ای در این مرحله پیدا نمی كردی كه در این مرحله از جنبش شركت نكرده باشد در ثانی خواسته جنبش در این مرحله برخلاف مراحل قبل جوهر سیاسی داشت در ثالث رهبری جنبش در این مرحله در دست كارگران صنعت نفت جنوب بود كه حاصل آن با پیروزی مبارزات ضد استبدادی 22 بهمن جنبش کارگری مرحله دیگری از مبارزات برحق خود را پشت سرگذاشت.
والسلام







